یعنی چه
«سمر شدن» در زبان فارسی به معنای مشهور شدن، شهره شدن، بر سر زبانها افتادن و به صورت نقل مجلس، قصه و افسانه درآمدن است. این اصطلاح معمولاً زمانی به کار میرود که راز یا عشقی پنهان، سرانجام افشا شده و همگان از آن باخبر شوند؛ همانطور که حافظ میفرماید: «وین راز سر به مهر به عالم سمر شود».
تلفظ
این عبارت از مصوتهای کوتاه تشکیل شده و به صورت «سَمَر شُدَن» تلفظ میشود که «سَمَر» واژهای با ریشه عربی و «شدن» فعل کمکی فارسی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «مشهور شدن»، «زبانزد شدن» یا «داستان شدن»، واژه ۶ حرفی «سمر شدن» قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از عباراتی که به شهرت، شایعه شدن یا تبدیل شدن به یک ضربالمثل و اصطلاح رایج اشاره دارند، استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، مفهوم بر سر زبانها افتادن و تبدیل به قصه شدن را با اصطلاحاتی مانند «صارَ أُحْدُوثَةً» یا افعالی نظیر «اشتهر» بیان میکنند.
در قرآن
ترکیب فعلی «سمر شدن» در قرآن نیست، اما همخانواده آن به صورت «سَامِرًا» در آیه ۶۷ سوره مؤمنون (مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ) آمده که به معنای شبنشینی، افسانهسرایی و نجواهای شبانه (عمدتاً با لحن ملامتآمیز درباره منکران) است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، سمر شدن نمادی از برملا شدن رازهای پنهان، علنی شدن عشقهای مستور و دگرگونی یک موضوع خصوصی به یک جریان عمومی و همگانی است که دیگر نمیتوان آن را پنهان کرد.
جمعبندی و توضیح کامل سمر شدن
واژه مرکب «سمر شدن» از ترکیب اسم ریشه عربی «سَمَر» (به معنی قصه، افسانه و شبنشینی برای گفتگو) با فعل فارسی «شدن» پدید آمده است. این عبارت در ادبیات فاخر و کهن فارسی، بهویژه در اشعار شاعران بزرگی چون حافظ، به معنای مشهور شدن، زبانزد خاص و عام گشتن و از پرده برون افتادنِ یک راز یا عشق به کار میرود.
اگرچه ریشه این واژه در زبان عربی به گفتگوهای شبانه و قصهگویی زیر نور ماه پیوند خورده، اما در کاربرد استعاری زبان فارسی، تبدیل به اصطلاحی برای «افشای مطلق و شهره شدن» شده است. بنابراین وقتی مفهومی یا داستانی سمر میشود، یعنی چنان شیوع یافته که به نقل مجالس و حکایتی جاری در میان مردم بدل گشته است.