یعنی چه
واژه بیطمع به فردی اشاره دارد که دارای مناعت طبع و قناعت است؛ شخصی وارسته، بینیاز و بیغرض که در رفتار و روابط خود با دیگران به دنبال منافع شخصی یا سوءاستفاده نیست و با صداقت و پاکدستی عمل میکند.
تلفظ
این واژه از پیشوند نفی فارسی «بی» و واژه عربی «طَمَع» تشکیل شده و به صورت «بیطَمَع» تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول واژه «بی طمع» با ۵ حرف است. معادلهای دیگر آن شامل «قانع» و «وارسته» میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن متن میتوان از واژگانی که مفهوم فداکاری یا بیغرضی را میرسانند استفاده کرد.
به عربی
در فرهنگ و زبان عربی، صفت عفیف و قانع نزدیکترین مفاهیم را به انسان بیطمع در روابط اجتماعی دارند.
به ترکی
در زبان ترکی اصطلاح توکگوزلو به خوبی معنای کنایی چشمودلسیر بودن و بیطمعی را منتقل میکند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و فرهنگ عامه، کبوتر یا درویش نماد قناعت و بیطمعی هستند. همچنین اصطلاحاتی مانند «دست کوتاه» یا «گردن بلند و افراشته» نشاندهنده انسان بیطمع است؛ چنانکه سعدی میفرماید: «آز بگذار و پادشاهی کن / گردنِ بیطمع بلند بود».
جمعبندی و توضیح کامل بی طمع
واژه بیطمع از ترکیب پیشوند نفی فارسی و اسم عربی ساخته شده و صفت مرکب اتباعی محسوب میشود. این کلمه در فرهنگ اخلاقی و ادبیات فارسی جایگاه ویژهای دارد و به انسانهایی اشاره میکند که از بند حرص، طمع و زیادهخواهی آزاد شده و به مرتبه قناعت و وارستگی رسیدهاند.
اگرچه خود این ترکیبِ فارسی در قرآن کریم نیامده است، اما ریشه آن یعنی «طمع» بارها به دو صورت مثبت (امید به رحمت الهی) و منفی (چشمداشت به اموال و ناموس دیگران) بررسی شده است. در باورهای فرهنگی، انسان بیطمع با نمادهایی چون سلیمالنفس بودن و سربلندی شناخته میشود که به دلیل مناعت طبع، هرگز دست نیاز به سوی کسی دراز نمیکند.