یعنی چه
واژه مبعض در لغت به معنای تکهتکه شده، جزءجزء شده، تقسیمشده یا چیزی است که دچار تبعیض و تفکیک شده باشد. این کلمه در متون فقهی، حقوقی و فلسفی برای اشاره به امر تقسیمپذیر یا چیزی که بخشی از آن در وضعیتی و بخش دیگرش در وضعیت دیگری است، استفاده میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان فارسی «مُبَعَّض» (مُبَعْعَض) است که بر وزن مُفَعَّل (اسم مفعول از باب تفعیل) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه مبعض معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «بخشبخش شده»، «تجزیهشده» یا «پارهجزء» کاربرد دارد و خود کلمه دارای ۴ حرف است.
به انگلیسی
بسته به زمینه متن، در زبان انگلیسی از واژههایی که به مفهوم قطعهقطعه شدن یا جداسازی ساختاری اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
این واژه ریشه عربی دارد و در زبان مبدأ نیز در قالب اسم مفعول برای مفاهیمی همچون تقسیم ساختاری یا تبعیض به کار میرود.
به فارسی
برابرهای اصیل و روان فارسی برای این کلمه شامل مواردی چون «بخشبخش»، «پارهپاره»، «تکهتکه» و «تجزیهشده» است که مفهوم تقسیم یک کل به اجزای کوچکتر را میرسانند.
در قرآن
عین کلمه «مبعض» در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال، کلمات همخانواده آن مانند «بعض» (برای نمونه در آیه ۸۵ سوره بقره: أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ) به معنی برخورد گزینشی و تکهتکه کردن مفاهیم آمده است. همچنین برخی لغویون واژه «عضین» را نیز با این مفهوم مرتبط میدانند.
جمعبندی و توضیح کامل مبعض
واژه «مبعض» یک اصطلاح ادبی، فقهی و حقوقی با ریشه عربی (از ماده ب-ع-ض) است که در زبان فارسی به معنای جزءجزء شده، بخشبخش شده و پارهپاره به کار میرود. این واژه نشاندهنده ماهیت یا وضعیتی است که در آن یک کل یکپارچه به اجزای متمایز و جداگانه تقسیم یا تجزیه شده باشد.
در کاربردهای تخصصیتر، مبعض تعابیر ظریفی پیدا میکند؛ برای مثال در متون فقهی و حقوقی، گاهی به معنای چیزی است که وضعیت متفاوتی در بخشهای مختلف آن حاکم است یا به مفهوم تبعیضآمیز بودن اشاره دارد. دانستن ساختار ۴ حرفی آن در حل جدولهای کلمات متقاطع بسیار کاربردی است.
به طور کلی، این واژه کلمهای کلاسیک و تخصصی محسوب میشود و در زبان روزمره مردم یا فضای مجازی به عنوان واژهای مدرن کاربرد ندارد، بلکه بیشتر در ادبیات مکتوب و متون علمی و فقهی جلوه میکند.