یعنی چه
در گذشته به نوعی پارچه ابریشمی گرانبها و رومی گفته میشد که در برابر آفتاب به رنگهای مختلف درمیآمد. امروزه نام پرندهای بزرگجثه از راسته ماکیانسانان است که پوست سر و گردنش برهنه و آویزان است و پرهای رنگارنگی دارد. در مفهوم کنایی، به افراد متلونالرای، ناپایدار در عقیده و دورو «بوقلمونصفت» میگویند.
ریشه
این واژه ریشه یونانی دارد و از کلمه «hupokalamon» (هوپُوکالامُون) گرفته شده که نام همان پارچه براق و دگرگونشونده در نور بوده است. این واژه با کمی تغییر به صورت «أبوقلمون» وارد زبان عربی شد و سپس به فارسی آمد. پس از ورود این پرنده به خاورمیانه، به دلیل تغییر رنگ مداوم پوست سر و تلألؤ پرهایش، این نام را رویش گذاشتند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان فارسی با ضمه روی حرف ب، فتح روی قاف و لام و میم، و واو کشیده در بخش پایانی به صورت [būqalamūn] است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی به این پرنده Turkey میگویند؛ زیرا اروپاییها در ابتدا به اشتباه تصور میکردند این پرنده از طریق تجار کشور عثمانی (ترکیه) وارد شده است.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به این پرنده از اصطلاح «دیک رومی» به معنی خروس رومی استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی به آن Hindi میگویند؛ زیرا در گذشته گمان میکردند قاره آمریکا (خاستگاه پرنده) همان کشور هندوستان است.
نماد چیست
در فرهنگ ایرانی و شرقی، بوقلمون به دلیل تغییر رنگهای ظاهریاش نماد تلونمزاجی، تغییر موضع سریع، ناپایداری در دوستی و نفاق است. در مقابل، در فرهنگ غربی و آمریکای شمالی، این پرنده به دلیل استفاده در شام روز شکرگزاری، نماد برکت، فراوانی رزق، سخاوت طبیعت و جشنهای خانوادگی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بوقلمون
واژه بوقلمون سیر تحول معنایی جالبی را طی کرده است؛ این کلمه در اصل یک وامواژه یونانی به معنای نوعی پارچه ابریشمی دگرگونشونده بوده که پس از ورود به زبانهای عربی و فارسی، به دلیل شباهت ظاهری و تغییر رنگ مداوم پوست سر یک پرنده بزرگجثه، به نام رسمی آن پرنده تبدیل شد.
امروزه این واژه علاوه بر کاربرد زیستشناختی، بار معنایی کنایی شدیدی در ادبیات روزمره فارسی دارد و به عنوان نمادی برای افراد حزبباد، دورو و متلونالرای به کار میرود؛ در حالی که همین پرنده در فرهنگ غربی یادآور سنتهای پسندیدهای چون روز شکرگزاری، برکت و همنشینیهای خانوادگی است.