معنی
واژهٔ «عر» در متون کهن و لغتنامههای اصیلی مانند دهخدا به معنای نهیق یا همان آواز الاغ، عیب و نقص، شر و همچنین نوعی بیماری جلدی (گال یا جرب) آمده است. با این حال، در زبان عامیانه و محاورهای امروز، این واژه بیشتر در قالب ترکیبهایی نظیر «عر زدن» یا «عر و عر کردن» به کار میرود که به گریهٔ بسیار شدید، شیون یا داد و فریاد با لحنی تحقیرآمیز و استخفافی اشاره دارد.
یعنی چه
عبارت «عر» به طور کلی برای توصیف صداهای ناهنجار، زمخت و بدون ملاحظه استفاده میشود. وقتی در محاوره گفته میشود کسی «عر میزند»، یعنی با صدایی بلند، آزاردهنده و بدون خویشتنداری در حال گریه کردن یا فریاد کشیدن است.
مترادف
بسته به بافت متن، مترادفهای این کلمه از اصطلاحات قدیمی مانند نهیق و جرب تا واژگان عامیانه مثل زاری و هارتوپورت متغیر است.
متضاد
در بخش صوتی، متضاد آن سکوت و آرامش است و در معنای پزشکی کهن (بیماری پوستی)، متضاد آن تندرستی و عافیت خواهد بود.
هم خانواده
این واژهها از ریشه ثلاثی مجرد (ع ر ر) یا از جنبه صوتی و معنایی با کلمه «عر» در پیوند هستند.
ریشه
ریشه اصلی این واژه عربی است که برای بیان مفاهیمی چون لکهدار کردن آبرو، عیب و بیماری به کار میرفته است. در کاربرد عامیانه فارسی نیز جنبهٔ نامآوا (تقلید صدای ناهنجار حیوان) به خود گرفته است.
جمله سازی
به انگلیسی
انتخاب معادل انگلیسی کلمه «عر» کاملاً به بافت جمله و کاربرد رسمی یا عامیانه آن بستگی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل عر
واژهٔ «عر» نمونهای جالب از کلماتی است که ریشه در زبان عربی کلاسیک دارند اما مسیر معنایی متفاوتی را در زبان عامیانه و محاورهای فارسی طی کردهاند. این واژه در اصل و بر اساس لغتنامههای معتبری چون دهخدا، به صدای الاغ (نهیق)، عیب و نقص، یا یک بیماری پوستیِ واگیردار (جرب) اطلاق میشود. مشتقات قرآنی آن نیز مانند «معرّة» و «المعترّ» در معنای آسیب، سختی و گناه کاربرد دارند.
با این حال، در فرهنگ گفتاری و روزمره امروز، «عر» بیشتر ماهیتی صوتی و تقلیدی (نامآوا) پیدا کرده و به عنوان یک اصطلاح تحقیرآمیز برای توصیف گریههای شدید، زاریهای ناهنجار یا داد و فریادهای بیمورد استفاده میشود؛ به طوری که اصطلاحاتی مانند «عر زدن» کاملاً بار معناییِ استخفافی و عامیانه دارند.