یعنی چه
واژه «بصق» یک فعل یا مصدر مأخوذ از زبان عربی است که به معنای خارج کردن لعاب، اخلاط یا آب دهان به بیرون است. این کلمه در متون کهن فارسی نیز به کار رفته و با واژههایی چون «بزق» و «بسق» هممعنی است.
تلفظ
این کلمه در زبان مبدأ (عربی) به صورت فعل ماضی ثلاثی مجرد «بَصَقَ» بر وزن فَعَلَ تلفظ میشود و مصدر آن نیز «بَصْق» با سکون صاد است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «تف کردن» یا «انداختن آب دهان»، واژه ۳ حرفی «بصق» یا جایگزین هممعنی آن یعنی «بزق» قرار میگیرد.
به عربی
این واژه ریشه کاملاً عربی دارد و از ثلاثی مجرد (ب - ص - ق) مشتق شده است. در زبان عربی معادلهای دیگری مانند «نَفَثَ» و «مَجَّ» نیز برای این عمل وجود دارد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی نظیر تف کردن، خدو انداختن، آب دهان انداختن و بیرون افکندن اخلاط سینه و دهان است.
در قرآن
لفظ «بصق» در قرآن وجود ندارد، اما شکل دیگر این لغت یعنی «بَسَقَ» (به معنی بلند قامت شدن) در آیه ۱۰ سوره ق به صورت «وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ» ذکر شده است. همچنین در تفاسیر و شان نزول برخی آیات، به این فعل کفار اشاره تاریخی شده است.
نماد چیست
در فرهنگهای مختلف، به ویژه در میان اعراب، عمل بصق (تف کردن) به سوی کسی یا چیزی، نماد بارز اهانت، بیارزش شمردن، خوار کردن و ابراز تنفر شدید نسبت به طرف مقابل تلقی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بصق
واژه «بصق» یک مصدر و فعل مأخوذ از ریشه عربی است که به طور دقیق به معنای تف کردن، خدو انداختن و بیرون ریختن آب دهان یا اخلاط سینه به کار میرود. این کلمه در زبان عربی با حروف دیگر به صورت «بزق» و «بسق» نیز نگاشته میشود و همخانوادههایی همچون «بصاق» (به معنی آب دهان) دارد. اگرچه این لفظ در متون کهن ادبی فارسی راه یافته، اما در گفتگوهای روزمره معاصر کمتر شنیده میشود.
از نظر نمادین و فرهنگی، فعل بصق نشاندهنده بالاترین حد انزجار، توهین و تحقیر است. در جدولهای کلمات متقاطع نیز این واژه سهحرفی به عنوان پاسخ جایگزین برای تف کردن مطرح میشود. لازم به ذکر است که خود این کلمه در متن قرآن کریم به کار نرفته، هرچند ریشههای همنویسه آن در معانی متفاوت دیگر در آیات دیده میشود.