یعنی چه
واژه «دفعه» یا «بار» برای بیان تکرار یک عمل یا وقوع یک رویداد در زمان مشخصی به کار میرود. این کلمه زمانی استفاده میشود که بخواهیم دفعات انجام کاری یا نوبت وقوع پدیدهای را شمارش کنیم. از آنجا که این واژه یک مفهوم معمولی و کلاسیک است، کاربرد آن در جملات روزمره کاملاً روشن است و به عنوان واحدی برای سنجش تکرار عمل میکند.
تلفظ
واژه «دفعه» در زبان فارسی به صورت دَفْعه (با فتح دال و سکون فاء و عین) تلفظ میشود. واژه اصیل و فارسی «بار» نیز با صدای کشیده «آ» تلفظ میگردد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «نوبت یا مرتبه»، واژه مدنظر «دفعه یا بار» است که دقیقاً از ۹ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، برای بیان مفهوم دفعه و بار از واژگان متفاوتی استفاده میشود که رایجترین آنها Time است.
به عربی
زبان عربی برای رساندن مفهوم نوبت و مرتبه از واژگانی چون مَرّة و کَرّة استفاده میکند، ضمن اینکه خودِ کلمه دفعة نیز در این زبان ریشه دارد.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این مفهوم در زبان فارسی شامل «بار»، «کرت» و «وهله» هستند. همچنین کلماتی مانند «نوبت» و «مرتبه» نیز به طور گسترده در کنار واژه وامگرفته شدهی «دفعه» به کار میروند. کلمه «دست» نیز در موارد خاصی مثل «یک دست بازی» همین معنا را میدهد.
در قرآن
خودِ کلمه «دَفْعَة» به معنی بار و نوبت در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما ریشه سه حرفی آن یعنی «د-ف-ع» در قالب فعلها و اسمهای دیگر به مفاهیمی چون «دور کردن، رد کردن و دادن» اشاره دارد؛ مانند آیه ۲۵۱ سوره بقره: «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ...» (و اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نمیکرد...) یا «فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ» در آیه ۶ سوره نساء که به معنی بازگرداندن و دادن اموال است.
جمعبندی و توضیح کامل دفعه یا بار
مفهوم «دفعه یا بار» اشاره به توالی، نوبت و شمارش تکرار یک پدیده یا عمل در ظرف زمان دارد. در زبان فارسی، واژه «بار» ریشهای کهن و اصیل دارد، در حالی که واژه «دفعه» یک وامواژه از ریشه عربی «د-ف-ع» است که در اصل به معنای راندن یا یکباره عطا کردن بوده و در سیر تحول زبانی خود، معنای ثانویه مرتبه و وهله را به خود گرفته است.
این واژگان جزء کلمات پرکاربرد و کلیدی در مکالمات روزمره، ادبیات و حتی معماهای جدول هستند. بررسی مترادفات آن نشان میدهد که زبان فارسی ظرفیت بالایی در بیان ظرایف تکرار دارد؛ به طوری که کلماتی چون کرت، وهله، نوبت و مرتبه هر کدام بار معنایی خاصی را در جملات دوشادوش دفعه و بار به دوش میکشند.