معنی
در فرهنگهای لغت اصیل فارسی مانند دهخدا و برهان قاطع، واژه «نَش» به معنی سایه و جایگاهی است که آفتاب به آن نمیتابد. همچنین در معنای شبیه، برابر و مانند نیز به کار رفته است. در ادبیات کهن فارسی (مانند اشعار رودکی)، این کلمه گاهی مخفف ترکیبیِ «نه + اش» (به معنیِ به او نه، یا او را نه) است. در زبان عربی نیز «نَشّ» به معنای صدای جوشش آب یا پیمانهای معادل نیم اوقیه است.
یعنی چه
عبارت «نش» در فارسی اصیل اصطلاحاً به معنای پناه گرفتن در سایه و دور ماندن از تابش مستقیم آفتاب است. در کاربرد دستوری و قدیمیتر نیز به عنوان یک ساختار مخفف برای منفی کردن متمم یا مفعول به کار میرفته است.
مترادف
این کلمات در متون کهن به عنوان جایگزین معنایی واژه «نش» استفاده شدهاند.
متضاد
با توجه به معنای اصلی نش که سایه است، واژههای مربوط به نور و خورشید متضاد آن هستند.
هم خانواده
در زبان فارسی اصیل همخانواده رایجی ندارد اما با واژه «نسا» در اوستا و پهلوی همریشه است. (ریشههای عربی مانند نشش و نشیف متعلق به بخش عربی این واژه هستند).
ریشه
ریشه این واژه به زبان پهلوی و پارسی کهن بازمیگردد و با واژه «نسا» در اوستا قیاس میشود که دلالت بر سایه دارد. البته یک ریشه تقلیدی (نامآوا) در زبان عربی نیز برای آن وجود دارد که به معنای صدای جلز و ولز یا خشک شدن است.
جمله سازی
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی بر اساس دو کاربرد فارسی (سایه) و عربی (صدای جوشش) تنظیم شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل نش
واژه «نَش» از جمله کلمات بسیار کهن، کمکاربرد و مهجور در زبان فارسی است. این واژه دوحرفی در اصیلترین متون لغوی مانند فرهنگ دهخدا به معنای «سایه و سایهگاه» و همچنین «مانند و همتا» معنا شده است. ریشه آن به زبان پهلوی بازمیگردد و با کلماتی نظیر «نسا» (محل دور از آفتاب) همریشه است.
علاوه بر این، در ادبیات کلاسیک فارسی نظیر اشعار رودکی، «نش» به عنوان مخفف دستوریِ «نه + اش» به کار رفته است. در کنار ریشه فارسی، این لفظ در زبان عربی نیز به صورت واژهای نامآوا (Onomatopoeic) برای توصیف صدای جوشش یا تبخیر آب و همچنین به عنوان یک واحد وزن قدیمی شناخته میشود.
باید توجه داشت که این کلمه در متن قرآن کریم به صورت مستقیم به کار نرفته است و نباید آن را با ریشههای قرآنی مشابهی چون «ن ش ز» (نشوز) یا «ن ش أ» (نشأ) که معنای کاملاً متفاوتی دارند، اشتباه گرفت.