یعنی چه
واژه قمقام اصالتاً عربی است و در زبان فارسی کاربردی ادبی دارد. معنی اصلی آن دریای بزرگ و ژرف است، اما در ادبیات به عنوان استعاره برای افراد بسیار بزرگ، شریف، مهتر قوم و کسانی که بخشندگی بیکران و دریاصفت دارند نیز به کار میرود.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی بیشتر به صورت قُمْقام (با ضمه قاف اول) و گاهی قَمْقام (با فتحه قاف اول) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه قمقام به عنوان پاسخ برای راهنماهایی همچون «دریای پهناور»، «بزرگ و مهتر قوم» یا «شخص بخشنده» کاربرد دارد و کلمهای ۵ حرفی است.
به انگلیسی
برای برگردان این واژه به انگلیسی، بسته به سیاق متن از معادلهای مربوط به دریا یا معادلهای مربوط به رهبری و عظمت انسانی استفاده میشود.
به عربی
ریشه این واژه عربی (از ماده قمقم یا قمّ) است و در خود زبان عربی نیز به همین معنای دریا و بزرگمرد به کار میرود. جمع تکسیر آن نیز «قماقم» است.
به فارسی
معادلهای روان فارسی و واژههای جایگزین آن در متن شامل دریا، مهتر، بزرگ، سرور و خدوم یا بخشنده است.
نماد چیست
قمقام به دلیل پیوند معناییاش با دریای ژرف، در ادبیات نمادی از عظمت مادی و معنوی، کرامت بالا، و بخشش بیمنت و بیپایان (همچون بخشندگی دریا) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل قمقام
واژه «قمقام» از جمله لغات اصیل عربی است که وارد ادبیات فارسی شده و باری آهنگین، فخیم و حماسی دارد. این کلمه در اصل به معنای دریای خروشان، پهناور و عمیق است؛ اما ادبا و شاعران به دلیل عظمت و برکت دریا، این واژه را به صورت مجاز و استعاره برای انسانهای بزرگ مرتبه، سروران قوم و افراد بسیار سخی و کریم به کار میبرند.
شایان ذکر است که این کلمه در متن قرآن کریم نیامده است، اما شهرت مذهبی و تاریخی زیادی در میان فارسیزبانان دارد؛ این شهرت عمدتاً به دلیل کتاب مقتل معروف دوران قاجار به نام «قمقام زخار و صمصام بتار» (نوشته فرهاد میرزا معتمدالدوله) است که معنای نام آن «دریای آکنده و شمشیر برنده» میباشد و در رثای شهدای کربلا نوشته شده است.
در مجموع، قمقام کلمهای پنجحرفی با کاربرد ادبی و جدولپسند است که در زمینههای گوناگون از شعر کهن تا متون طب سنتی (که در آنجا به نوعی خاص از شپش درشت مژگان نیز اطلاق میشده) ردپای آن دیده میشود، اما هسته اصلی معنایی آن همان بزرگی، دریاصفت بودن و بخشندگی است.