یعنی چه
اطلاع در لغت به معنای مستحضر شدن، باخبر شدن و رسیدن داده یا خبری به انسان است تا نسبت به آن امر دانایی و وقوف پیدا کند.
مترادف
این واژهها در متون مختلف میتوانند به جای اطلاع استفاده شوند تا میزان دانایی یا خبررسانی را نشان دهند.
متضاد
کلماتی که مفهوم عدم دانش، غافل بودن یا بیاطلاعی از یک موضوع را میرسانند.
هم خانواده
واژگانی که از ریشه ثلاثی «ط ل ع» مشتق شدهاند و از نظر معنایی به آشکار شدن یا آگاهی مرتبط هستند.
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده و در اصلِ معنایی خود با مفهوم «ظاهر شدن، بالا آمدن و آگاه شدن» پیوند دارد.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً با توجه به تعداد حروف خواسته شده، خود واژه یا مترادفهای آن به کار میروند.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، از کلمات متفاوتی در زبانهای دیگر برای رساندن مفهوم اطلاع استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای سره و اصیل فارسی برای این واژه شامل «آگاهی»، «دانایی»، «هوشی»، «پنداشت» و «خستو» (در برخی متون کهن به معنی اقرار و آگاهی) است.
جمعبندی و توضیح کامل اطلاع
واژه «اطلاع» یکی از پرکاربردترین اسامی مصدر در زبان فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد. این واژه در مفهوم کلیدی خود به معنای عبور از وضعیت بیخبری به مرحله دانایی و وقوف بر حقیقت یک امر است. در ساختارهای اداری، روزمره و علمی، اطلاع هم به معنای فرآیند باخبر ساختن دیگران و هم به معنای حالت آگاه بودن شخص به کار میرود.
اگرچه خود این واژه به صورت مصدری در قرآن کریم نیامده، اما مشتقات فعلی آن مانند «فاطّلع» و «اطّلعت» برای بیان آگاهی یافتن بر امور استفاده شده است. در ادبیات و مفاهیم نمادین مدرن، این کلمه تداعیکننده نور، روشنایی، بینایی و کنار رفتن پرده جهل و غفلت است و نقشی اساسی در ارتباطات انسانی ایفا میکند.