معنی
یئس (یا یأس) در لغت به حالت روحی و روانی گفته میشود که در آن فرد امید خود را برای رسیدن به یک هدف، خواسته یا بهبود شرایط به طور کامل از دست میدهد. در فرهنگ لغات، این واژه به معنی قطع امید و یقین پیدا کردن به عدم تحقق یک امر است.
یعنی چه
وقتی میگویند کسی دچار یئس شده، یعنی دلسردی بر او غلبه کرده و دیگر انگیزهای برای تلاش ندارد. این واژه در متون ادبی و دینی معمولاً در نقطه مقابل امید و رحمت به کار میرود و نشاندهنده تاریکی ذهنی و رکود احساسی است.
مترادف
این واژهها در زبان فارسی بیشترین شباهت معنایی را با یئس دارند و در متون مختلف میتوانند به جای آن استفاده شوند.
متضاد
کلماتی که مفهوم مقابل ناامیدی و دلسردی را رسانده و بر شوقِ انتظار برای اتفاقات مثبت دلالت دارند.
هم خانواده
واژههایی که از ریشه سه حرفی (یأس) مشتق شدهاند و معنای ناامیدی را در قالبهای مختلف اسم، فعل و صفت بازگو میکنند.
ریشه
این واژه اصالتاً عربی است و از ریشه سهحرفی «یأس (y-ʔ-s)» به معنی قطع امید کردن گرفته شده است. این کلمه پس از ورود به زبان فارسی با همان ساختار معنایی ماندگار شد و گاهی در متون به صورتهای یأس، یئس یا یاس نگاشته میشود.
جمله سازی
به انگلیسی
در زبانهای مختلف کلماتی وجود دارند که دقیقاً بار معنایی دلسردی عمیق و قطع امید کامل را منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل یئس
واژه «یئس» یا همان «یأس»، یک مفهوم روانی و اخلاقی عمیق را در زبان فارسی نمایندگی میکند که به معنای فروپاشی امید و غلبه دلسردی بر روح انسان است. این کلمه وامگرفته از زبان عربی است و در ادبیات فارسی و فرهنگ اسلامی جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که همواره در تقابل مستقیم با واژه «امید» یا «رجاء» قرار میگیرد و به عنوان حالتی نکوهششده شناخته میشود که انسان را از پویایی و حرکت بازمیدارد.
در متون دینی و عرفانی، به ویژه در آیات قرآن کریم، از یئس به عنوان یک آفت روحی بزرگ یاد شده و انسانها به شدت از ناامید شدن از رحمت الهی منع شدهاند. از منظر فرهنگی نیز این واژه نمادی از تاریکی، رکود و پایان تلاش است که در اشعار و آثار نویسندگان بزرگ برای تصویرسازی حالات اندوهبار انسانی به کار رفته است.