یعنی چه
مهجور ماندن در لغت به معنای دور افتادن، متروک شدن و رها شدن است. این عبارت زمانی به کار میرود که یک شخص، یک اثر، یک قانون یا یک مفهوم ارزشمند، به مرور زمان یا به دلیل بیتوجهی، از رونق بیفتد، دیگر مورد استفاده قرار نگیرد و در انزوا و فراموشی قرار گیرد.
تلفظ
واژه «مهجور» بر وزن مفعول تلفظ میشود که سکون روی حرف «ه» و کشیدگی در هجای دوم دارد.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، برای این مفهوم معمولاً پاسخهایی نظیر متروک، دورافتاده یا منزوی مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به متن، واژه obsolete برای اشیا یا واژگانی که دیگر کاربرد ندارند و abandoned یا forgotten برای حالتهای عمومیتر استفاده میشود.
به عربی
ریشه این واژه مستقیماً از زبان عربی و مصدر «هجر» گرفته شده است.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی این ترکیب شامل عباراتی چون «کنار گذاشته شدن»، «از رونق افتادن»، «فراموش شدن» و «غریب ماندن» است.
نماد چیست
در ادبیات و تصویرسازیهای ذهنی، مفهوم مهجور ماندن با المانهایی مثل «کتاب خاکگرفته»، «کلبهٔ متروکه» یا «جادهٔ بیرهگذر» به تصویر کشیده میشود و نمادی از تنهایی، غربت و بیپاسخ ماندن ارزشها یا عواطف است.
جمعبندی و توضیح کامل مهجور ماندن
عبارت «مهجور ماندن» ترکیبی فعلی است که ریشه در واژه عربی «مَهجور» (اسم مفعول از هَجْر به معنای ترک کردن و بریدن) دارد. این اصطلاح در زبان فارسی کاربرد گستردهای یافته و به معنای رها شدن، دور افتادن از مرکز توجه، و از رونق افتادن علم، کتاب، قانون یا حتی یک انسان به کار میرود. نکته مهم املایی این واژه، عدم اشتباه آن با واژه حقوقی «مَحجور» (منع شده از تصرف در اموال) است.
یکی از شاخصترین کاربردهای این واژه در فرهنگ اسلامی، اشاره به آیه ۳۰ سوره فرقان («انَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا») است که در آن از رها کردن، عدم تلاوت و عدم تدبر در قرآن گلایه شده است. در ادبیات فارسی نیز مهجور ماندن بار عاطفی و معنایی عمیقی دارد و برای توصیف دلهای تنها، عاشقان دورافتاده از یار و ارزشهای فراموششده در جامعه استفاده میشود.