یعنی چه
جنگلوک (یا چنگلوک) صفتی است برای توصیف انسان یا حیوانی که به دلیل بیماری، سستی یا کهولت سن، دست و پایش کج، مچاله، ناراست یا فلج شده باشد. همچنین به فرد زمینگیری اطلاق میشود که هنگام نشستن و برخاستن توان کافی ندارد و مجبور است به دیوار یا شانه دیگران تکیه کند.
تنزلوک
این واژه در زبان فارسی با فتح جیم و گاف به صورت جَنگَلوک (jangaluk) تلفظ میشود و در برخی گویشها و متون کهن به صورت چَنگَلوک نیز ضبط شده است.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، واژه جنگلوک یا چنگلوک به عنوان معادل شش حرفی برای مفلوک، زمینگیر، سستانداز یا شخص کجوجوجول به کار میرود.
به انگلیسی
برای انتقال حس این واژه در زبان انگلیسی میتوان از صفاتی استفاده کرد که به ناتوانی جسمی یا فرتوت بودن اشاره دارند.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای اشاره به شخصی که به دلیل بیماری یا نقص عضو قادر به حرکت نیست یا اندامش کج شده، از این اصطلاحات استفاده میشود.
به فارسی
این واژه ریشه در فارسی اصیل و کهن (فارسی دری) دارد. از نظر ساختاری واژه از «چنگ» یا «جنک» (به معنی پنجه مچاله و خمیده) به همراه پسوند تصغیر یا تحقیر ساخته شده است. همخانوادههای آن واژههایی چون چنگال، چنگولک و چنگ زدن هستند و واژههایی مثل تندرست، چابک و قبراق متضاد آن به شمار میروند.
نماد چیست
واژه جنگلوک در ادبیات کلاسیک فارسی، به ویژه در اشعار صوفیانه و تعلیمی مانند اشعار مولوی، نمادی از ضعف شدید جسمانی، سستی، فرتوتی مفرط و ناتوانی حرکتی انسان در برابر پیری یا مصائب است؛ چنانکه مولانا میگوید: «چنگلوک و چفتهشکل و بیادب / سوی او میغیژ و او را میطلب».
جمعبندی و توضیح کامل جنگلوک
واژه «جنگلوک» که صورت دیگری از «چنگلوک» است، از واژگان کهن و اصیل زبان فارسی دری به شمار میرود. این کلمه در اساس خود ساختاری توصیفی دارد که از ریشه «چنگ» (به معنای پنجه خمیده و فشرده) مشتق شده و به مرور زمان برای اشاره به احوال انسانها یا حیواناتی به کار رفته که به دلیل کهولت سن یا بیماریهای سخت، اندامهای حرکتیشان دگرگون، کج و مچاله شده است.
این واژه کاربرد دقیقی در متون ادبیات کلاسیک دارد و تجسمکننده نهایت ناتوانی جسمی است؛ فردی که توانایی ایستادن روی پای خود را ندارد و ناچار است برای جابهجایی خزیده یا به دیگران تکیه کند. امروزه این کلمه بیشتر در حل جدولهای کلمات متقاطع یا بررسی متون کهن به چشم میخورد و گنجینهای از ظرافتهای معنایی زبان فارسی را در توصیف حالات بدنی نشان میدهد.