یعنی چه
واژه پیروز در زبان فارسی به فردی اطلاق میشود که بر دشمن، رقیب یا مشکلی چیره شده و به کامیابی رسیده است. این کلمه علاوه بر معنای غلبه و پیروزی، در عباراتی مانند «نوروزتان پیروز» به معنی مبارک، فرخنده و سعادتمند نیز استفاده میشود.
مترادف
این واژهها همگی مفهوم غلبه بر رقیب، دست یافتن به موفقیت یا فرخندگی را میرسانند و میتوانند در سیاقهای مختلف جایگزین پیروز شوند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده کسی هستند که در نبرد، مسابقه یا رقابتی تسلیم شده یا بازی را واگذار کرده است.
هم خانواده
واژههای فوق با کلمه پیروز همریشه هستند؛ از جمله «فیروز» که شکل معرب آن است و «فیروزه» که نام سنگی قیمتی و منسوب به این نام است.
ریشه
این واژه از پارسی میانه (پهلوی) به صورت pērōz یا pērōč به معنای فاتح و victorious گرفته شده است. از نظر ساختاری، برخی زبانشناسان آن را مشتق از ریشه هندواروپایی aug (به معنی نیرو و توان) میدانند که در پهلوی به صورت ترکیب «پِری» (پیرامون) + «اوز» (قدرت) درآمده و معنای «کاملاً نیرومند» یافته است.
جمله سازی
در جدول
کلمه پیروز دقیقاً ۵ حرف دارد و در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی نظیر «فاتح»، «برنده» یا «غالب» استفاده میشود.
به انگلیسی
برای معادلسازی کلمه پیروز در زبان انگلیسی، بسته به اینکه مفهوم چیره شدن مد نظر باشد یا فرخندگی، از واژههای فوق استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل پیروز
واژهٔ «پیروز» یکی از اصیلترین و زیباترین کلمات فارسی است که ریشه در دوران پارسی میانه دارد و مفهوم قدرت، فرّ پادشاهی، سربلندی و کامیابی در نبرد را تداعی میکند. این واژه در طول تاریخ نام پادشاهان برجستهای (مانند پیروز اول ساسانی) بوده و سنگ گرانبهای فیروزه نیز به نشانه انرژی مثبت و فتح، نام خود را از معربِ این واژه گرفته است. در فرهنگ معاصر نیز، این نام یادآور «پیروز»، یوزپلنگ محبوب ایرانی و نماد تلاش برای بقای حیات وحش کشور است.
از نظر کاربرد لغوی، پیروز علاوه بر دلالت بر شخص برنده و غالب در میدان مسابقه یا جنگ، جنبهای آیینی و مبارک دارد؛ چنانکه در سنتهای ملی مانند نوروز، برای آرزوی سعادت و خجستگی به کار میرود. اگرچه این لفظ به صورت مستقیم در قرآن نیامده، اما معادلهای مفهومی فراوانی همچون فتح، فوز و ظفر دارد که مترجمان در برگردان فارسیِ آنها، همواره از واژه پیروز و پیروزی بهره بردهاند.