یعنی چه
واژه «ارتابت» فعل ماضی، سومشخص مفرد مؤنث (للغائبة) از ریشه عربی «ریب» و از باب افتعال است. این کلمه به معنای آن است که یک نهاد مؤنث یا جمعی از مفاهیم مؤنث (مانند قلوب/دلها) دچار شک، تردید، بدگمانی و عدم یقین شده است. این واژه به طور خاص در ادبیات قرآنی و متون دینی کاربرد دارد.
تلفظ
این واژه با همزه مکسور در ابتدا، سکون روی حرف راء، فتحه روی تاء، فتحه روی باء و سکون در تاء پایانی به صورت «اِرْتابَتْ» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «شک کرد یا به تردید افتاد در متون قرآنی»، واژه ۶ حرفی «ارتابت» مد نظر است.
به انگلیسی
با توجه به ساختار صرفی فعل برای سوم شخص مفرد مؤنث در زمان گذشته، معادلهای انگلیسی آن بیانگر شک یا ظن یک فاعل مؤنث هستند.
به عربی
مترادفهای این فعل در زبان عربی همگی افعال ماضی مؤنث غائب هستند که بر حالت شک و عدم قطعیت دلالت دارند.
به فارسی
برگردان دقیق این واژه به زبان فارسی به صورت فعل ماضی سومشخص مفرد یعنی «شک کرد» یا «دچار تردید شد» است، گرچه در ترجمههای قرآنی با توجه به ساختار جمله ممکن است به صورت «دلهایشان به شک افتاد» نیز ترجمه شود.
جمعبندی و توضیح کامل ارتابت
واژه «ارتابت» یک واژه مستقل یا اصیل در زبان فارسی نیست، بلکه یک فعل ماضی، مفرد مؤنث غائب از زبان عربی است که از ریشه «ر ی ب» و باب افتعال ساخته شده است. این واژه به طور دقیق به معنای «شک کرد»، «به تردید افتاد» و «دچار بدگمانی شد» است و در زبان فارسی عمدتاً در متون دینی، تفاسیر و ترجمههای قرآن کریم کاربرد دارد.
سرشناسترین کاربرد این کلمه در آیه ۴۵ سوره مبارکه توبه است که در وصف منافقان میفرماید «وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ»، یعنی دلهایشان دچار شک و تردید شد. از این رو، واژه مذکور فاقد ریشه یا همخانوادههای اصیل فارسی است و تمام ساختارهای مرتبط با آن مانند ارتیاب، ریب و مرتاب همگی وامواژههای عربی در فارسی محسوب میشوند.