یعنی چه
قرافه در وهله اول نام یک اسم خاص (علم) برای بزرگترین و قدیمیترین قبرستان تاریخی شهر قاهره (فسطاط قدیم) در کشور مصر است که آرامگاه بسیاری از بزرگان، صوفیان و دانشمندان جهان اسلام (مانند امام شافعی) در آن قرار دارد. در معنای دوم و لغوی، این واژه یک اسم عام عربی به معنای پوست درخت (لحاء الشجر) است.
تلفظ
این کلمه بسته به معنای مورد نظر دو تلفظ دارد؛ هنگامی که به قبرستان مشهور مصر اشاره دارد به صورت «قَرافه» (فتح قاف) و زمانی که به معنی لغوی آن یعنی پوست درخت اشاره میشود، به صورت «قُرافه» (ضم قاف) تلفظ میگردد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً با راهنمای «قبرستان معروف مصر»، «گورستان قدیمی قاهره» یا «پوست درخت» از طراحان پرسیده میشود که پاسخ آن کلمه ۵ حرفی «قرافه» است.
به انگلیسی
برای اشاره به مکان تاریخی در مصر از نام خاص Al-Qarafa استفاده میشود که در مراجع غربی به دلیل ساختار مسکونیاش به City of the Dead نیز معروف است. برای معنای دوم آن واژه Bark به کار میرود.
به عربی
این واژه ریشه عربی دارد. در فرهنگ و لهجه مصری امروز نیز کلمه «القرافه» به طور عام به معنای مطلق قبرستان و آرامگاه به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق این واژه در زبان فارسی متناسب با متن، «گورستان قاهره»، «آرامگاه بزرگان مصر» و در متون لغوی کهن «پوست درخت» یا «قشر درخت» هستند.
جمعبندی و توضیح کامل قرافه
واژه قرافه یک کلمه با ریشه عربی است که از دیرباز به متون تاریخی، جغرافیایی و سفرنامههای کهن فارسی راه یافته است. شهرت اصلی این واژه به خاطر «قرافه مصر» یا همان قبرستان بزرگ و تاریخی قاهره است. علت نامگذاری این مکان آن است که در صدر اسلام، تیرهای از قبیله عربِ معافر به نام «بنو قرافه» در این ناحیه سکونت گزیدند و پس از تبدیل شدن آن منطقه به مدفن مردگان، نام قبیله بر روی آن باقی ماند.
این گورستان در تاریخ و ادبیات اسلامی صرفاً یک آرامگاه ساده نیست، بلکه نمادی از پیوند عجیب زندگی و آخرت به شمار میرود؛ چرا که از گذشته تا به امروز، به دلیل ساختار خاص معماریاش، پذیرا و محل سکونت بسیاری از مردم زنده در کنار مقبرهها بوده و بازارها و خانههای متعددی در دل خود دارد. در ادبیات عرفانی نیز این مکان تفرجگاه صوفیان و مایه عبرتآموزی بوده است. در کنار این اسم خاص، قُرافه در لغت عرب به معنی پوست درخت نیز کاربرد دارد.