یعنی چه
واژه «لماع» در لغت به معنای چیزی است که بسیار میدرخشد و پرتوهای نور از خود ساطع میکند. این کلمه برای توصیف اشیای صیقلی، شمشیرهای براق و هر آنچه که تابندگی و تلألؤ شدیدی دارد به کار میرود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه لماع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «براق» یا «درخشان» کاربرد دارد و کلمهای ۴ حرفی است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم لماع در زبان انگلیسی از واژگانی که به تابش نور و سطح صیقلی اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
خود واژه لماع ریشه عربی دارد و در این زبان با کلماتی هممعنی مانند براق و متلألئ قرابت معنایی شدیدی دارد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل کلماتی چون تابان، رخشان، شیدور و تندتاب است که مفهوم شدت روشنایی را میرسانند.
نماد چیست
لماع در ادبیات و مفاهیم نمادین، مظهر و نماد روشنایی مطلق، شهرت یافتن و تجلی حقیقت است؛ همانطور که اصطلاح «لمعان نجم» به درخشش و بلندآوازه شدن یک فرد یا ستاره اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل لماع
واژه «لماع» یک صیغه مبالغه از ریشه عربی «ل م ع» است که به معنای شدت درخشندگی، تابان بودن و براقیت فراتر از حد معمول به کار میرود. این واژه در زبان فارسی برای توصیف سطوح صیقلی، اجرام آسمانی نورانی و هر آنچه که ومضات و پرتوهای سریع نور از خود ساطع میکند، استفاده میشود و در متون کهن نیز به شمشیرهای براق و آبدار اطلاق میشده است.
از نظر معنایی، لماع در تقابل با واژههایی چون تاریک، کدر و تیره قرار میگیرد و با کلماتی نظیر لامع، لمعه و لمعان همخانواده است. این کلمه در حل جدولهای کلمات متقاطع کاربرد زیادی دارد و نمادی از وضوح، تجلی و شهرت به شمار میرود.