یعنی چه
بزرگواری حاصل مصدر از واژه بزرگوار و به معنای داشتن منش والا، علو طبع، عظمت، نجابت و دستِ بخشنده است. این صفت اخلاقی نشاندهنده دوری از خُردنگری، کینهتوزی و تنگنظری در رفتارهای انسانی است.
مترادف
واژههای فوق همگی در معنای ارجمندی، بلندمرتبگی و داشتن روح بزرگ با بزرگواری همپوشانی دارند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت صامت و مصوت (بُ-زُ-رْ-گْ-و ا-رِ-ی) در زبان فارسی معیار خوانده میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف درخواستی میتوانید از خود کلمه بزرگواری (۸ حرف) یا جایگزینهای آن استفاده کنید.
به انگلیسی
واژه Magnanimity دقیقترین معادل برای رساندن مفهوم علو طبع و بزرگواری اخلاقی در زبان انگلیسی است.
به عربی
در زبان و ادبیات عربی، ریشه «ک ر م» و واژههایی چون کرامت و سماحه بهترین بازتابدهنده این مفهوم اخلاقی هستند.
به ترکی
در زبان ترکی واژههای Ululuk برای بعدِ عظمتِ مقام و Asalet برای بعدِ شرافتِ اخلاقی به کار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل بزرگواری
واژه «بزرگواری» یکی از مفاهیم ارزشمند و کلیدی در فرهنگ، اخلاق و ادبیات پارسی است که ریشه در اصالت منش و والایی روح انسان دارد. این کلمه که از ترکیب واژه کهن «بزرگ»، پسوند صفتساز «وار» و «ی» حاصل مصدر ساخته شده، سیر تحولی جذابی را طی کرده است؛ به طوری که مفهوم آن از بزرگیِ ظاهری و مادی، به مرور زمان به بزرگی مقام، کرامت اخلاقی، گذشت، مروت و جوانمردی تغییر و گسترش یافته است.
در فرهنگ ایرانی و متون ادبی، بزرگواری فراتر از یک صفت ساده، یک آیین رفتاری قلمداد میشود که با مفاهیمی چون عیاری، فتوت و دلِ وسیع پیوند خورده است. این واژه نماد آزادگی و مناعت طبع است؛ چنانکه در نمادشناسی فرهنگی، درخت سرو به نشانه وقار و بلندنظری، و عقاب به دلیل بلندپروازی و مناعتش، مظهر این ویژگی شمرده میشوند. همچنین در ادبیات قرآنی و دینی، اگرچه عین واژه فارسی نیامده، اما مفاهیم بنیادینی چون کرم، عفو، احسان و حلم کاملاً با جوهره بزرگواری همپوشانی دارند و تجلیبخش صفات الهی در وجود انسان هستند.