یعنی چه
در لغت به معنای طفل نصرانی و فرزند مسیحی است. اما در اصطلاح عرفانی و شعر صوفیانه (مانند اشعار عطار و حافظ)، استعاره از معشوق خانمانسوز، جذبهٔ ربانی یا مرشد کاملی است که ناگهان بر سالک جلوه میکند، ایمان تقلیدی و زهد ظاهری او را از بین میبرد و او را به سمت عشق حقیقی و خالص میکشاند.
تلفظ
این واژه از دو بخش «تَرْسا» (به معنی مسیحی) و «بَچّه» تشکیل شده و به صورت تَرسابَچّه تلفظ میشود.
در جدول
در مسابقات جدول کلمات، پاسخ این واژه بر اساس تعداد حروف، «ترسابچه» (۷ حرف) است. واژههای هممعنی دیگر مانند ترسازاده نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای انتقال معنای لغوی این واژه ترکیبی، از عبارات فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی با توجه به ریشه کلمه ترسا که به معنی مسیحی است، معادلهای فوق به کار میروند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، معادل مستقیم لغوی آن بر اساس دین مسیحیت تنظیم میشود.
نماد چیست
این واژه در ادبیات کنایی و عرفانی، نماد «معشوقِ ازلی و دستنایافتنی»، «جذبهٔ عشق خانمانسوز الهی» و «شکستن مرزهای عقل و مذهب قشری» برای رسیدن به توحید خالص و پاکبازی در راه حقیقت است.
جمعبندی و توضیح کامل ترسابچه
واژه «ترسابچه» از ترکیبات ظریف و پرکاربرد در ادبیات عرفانی ایران است. این کلمه در ظاهر به معنی فرزند یا جوان مسیحی است، اما شاعران بزرگ سبک عراقی همچون عطار، حافظ و مولانا از آن به عنوان یک استعاره عمیق بهره بردهاند. در این تصویرسازی، ترسابچه جلوهای از معشوق غافلگیرکننده و دلبری است که زهدِ ریایی و تقوای ظاهریِ سالک یا زاهدِ سجادهنشین را به چالش میکشد.
در حقیقت، این واژه نمادی از جذبه ناگهانی الهی و واردات غیبی است که وقتی بر دل صوفی یا سالک فرود میآید، تمام تعصبات و عبادات مصلحتی او را میسوزاند و او را به توحید خالص هدایت میکند. بیت معروف حافظ که میگوید: «نغز گفت آن بت ترسابچهٔ بادهپرست / شادی روی کسی خور که صفایی دارد» دقیقاً به همین مقامِ صفا، پاکی باطن و رهایی از خودخواهی اشاره میکند.