یعنی چه
در مباحث عقلی، فلسفی و حقوقی، این اصطلاح به معنای گزینش یکی از دو امر کاملاً همارز و مساوی است، بدون اینکه عامل یا علتی برای این ترجیح وجود داشته باشد. از نظر منطقی و فلسفی، رخ دادن چنین انتخابی بدون علت متمایزکننده محال است و در فقه و حقوق نیز کاری ناپسند و غیرعقلانی (قبیح) قلمداد میشود.
تلفظ
این اصطلاح به صورت «تَرجیح [tarjīh] + بِلا [belā] + مُرَجِّح [morajjeh]» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «انتخاب بیدلیل» یا «گزینش بیملاک»، عبارت ۱۲ حرفی «ترجیح بلا مرجح» به کار میرود.
به انگلیسی
در فلسفه غرب، این مفهوم شباهت ساختاری بسیار زیادی با پارادوکس سنتی و معروف «الاغ بوریدان» (Buridan's Ass) دارد؛ موقعیتی فرضی که در آن حیوان میان دو توده کاه کاملاً یکسان قرار میگیرد و به دلیل نداشتن ملاکی برای ترجیح یکی بر دیگری، از گرسنگی میمیرد.
به عربی
این عبارت یک ترکیب اصطلاحی اصیل در زبان عربی است که از ریشه «ر ج ح» گرفته شده و در متون کلامی و فقهی شیعه و اهل سنت کاربرد گستردهای دارد.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق و روان برای این اصطلاح فلسفی شامل عباراتی چون «گزینش بیملاک»، «انتخاب بیدلیل» و «ترجیح بیوجه» است که همگی به نبود علت برای یک انتخاب اشاره دارند.
در قرآن
عبارت «ترجیح بلا مرجح» به صورت عینی و لفظی در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ با این حال، مفسران و دانشمندان علم کلام از این قاعده عقلی برای تبیین و اثبات مباحث توحیدی قرآن (مانند ضرورت وجود آفریدگار به عنوان مرجّحِ آفرینش بر عدم) بهره میبرند.
جمعبندی و توضیح کامل ترجیح بلا مرجح
اصطلاح «ترجیح بلا مرجح» یکی از قواعد بنیادین در علوم عقلی، فلسفه، فقه و حقوق است. این قاعده بیان میکند که عقل حکم میکند هیچ پدیده، رفتار یا انتخابی نمیتواند بدون وجود یک علت، دلیل یا ملاک متمایزکننده رخ دهد. در واقع، ترجیح دادن یک امر بر امر دیگر در شرایطی که هر دو از هر نظر کاملاً مساوی و همارز هستند، از نظر منطقی محال و از نظر حقوقی و فقهی قبیح و غیرقابلقبول است.
این مفهوم ریشه در زبان عربی دارد و اگرچه در متن قرآن مستقیماً ذکر نشده، اما ابزاری کلیدی برای کلام اسلامی در اثبات صانع و تبیین علیت است. در حوزه فلسفه غرب نیز قرابت معنایی بالایی با تمثیل معروف «الاغ بوریدان» دارد که بنبست ذهنی ناشی از نبود ملاک برای انتخاب را به تصویر میکشد.