یعنی چه
واژه جزء در لغت به معنای تکه، قطعه و حِصهای از یک چیز بزرگتر (کل) است. در اصطلاح دینی و علوم قرآنی نیز به تقسیمات سیگانه قرآن کریم اطلاق میشود که برای تسهیل قرائت روزانه مسلمانان تدوین شده است.
مترادف
واژههای فوق در متون مختلف میتوانند به عنوان جایگزین مستقیم کلمه جزء به کار روند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده یکپارچگی و حالت کامل یک شیء یا مفهوم هستند که در مقابل جزء قرار میگیرند.
هم خانواده
این واژهها همگی بر پایه ریشه عربی (ج-ز-ء) ساخته شدهاند و مفهوم بخش کردن یا جدا کردن را در خود دارند. کلمه «جزو» نیز شکل مخفف و فارسیشده همین واژه است.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، در صورت درخواست معادل سه حرفی برای بخش یا قسمت، کلمه جزء پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد فلسفی، ریاضی یا عمومی، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای این واژه وجود دارد.
به عربی
این کلمه اصالتاً عربی است و از مصدر جَزء به معنی بخش کردن مشتق شده و عینا با ساختار جمع اجزاء در زبان عربی به کار میرود.
به فارسی
برابرنهادهای اصیل و روان فارسی برای این کلمه شامل واژههای بخش، پاره، تکه و لخت هستند که مفهوم تکهای از یک کل را بهخوبی منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل جزء
واژه «جزء» ریشه در زبان عربی دارد و به معنای هر آن چیزی است که یک کل یا مجموعه بزرگتر را تشکیل میدهد. در حوزههای مختلفی مانند منطق، ریاضیات و فلسفه، رابطه جزء و کل یکی از مباحث پایهای است که به بررسی چگونگی ترکیب عناصر برای ساخت یک ساختار واحد میپردازد. این کلمه در زبان فارسی به طور گسترده پذیرفته شده و کاربرد دارد.
علاوه بر کاربرد عمومی و علمی، این واژه در فرهنگ اسلامی بار معنایی ویژهای دارد؛ چرا که کتاب قرآن به ۳۰ جزء مساوی تقسیم شده است. این تقسیمبندی تاریخی به مسلمانان کمک میکند تا برنامهریزی منظمتری برای تلاوت مستمر قرآن در طول یک ماه داشته باشند. در متن خودِ آیات قرآن نیز این واژه به همان معنای لغوی یعنی بخش و صنف به کار رفته است.