یعنی چه
قسوت قلب در اصطلاح به حالتی اخلاقی و روحی گفته میشود که در آن انسان دچار بیرحمی، سختدلی و عدم انعطاف میشود. در این حالت، نور هدایت، سخن حق و حس ترحم و شفقت در قلب فرد نفوذ نمیکند و نسبت به رنج دیگران یا حقایق هستی بیتفاوت میشود.
تلفظ
این عبارت به صورت «قَسْوَةُ القَلْب» در اصل عربی و در فارسی به صورت «قَسْوَتِ قَلْب» (با فتح قاف و سكون سین) تلفظ میشود.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلمات متقاطع، واژه «قسوت قلب» یک عبارت ۷ حرفی است. همچنین کلماتی مانند سنگدلی، شقاوت و بیرحمی نیز به عنوان پاسخهای جایگزین و مرتبط کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم قسوت قلب و سنگدلی از واژگانی چون Hardheartedness، Callousness و Cruelty استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق و روان فارسی این واژه شامل سنگدلی، سختدلی، بیرحمی، کوردلی، ناپرهیزگاری و شقاوت است. در مقابل، واژههایی مانند رقت قلب، عطوفت، مهرورزی و رأفت به عنوان متضاد آن شناخته میشوند.
در قرآن
واژه قساوت و مشتقات آن مانند «قست» و «قاسیه» ۷ مرتبه در قرآن کریم به کار رفتهاند که در تمامی این موارد با کلمه قلب یا قلوب همراه هستند. معروفترین آیه در این زمینه، آیه ۷۴ سوره بقره است که لجاجت و سختدلی قوم بنیاسرائیل را توصیف کرده و میفرماید دلهای شما بعد از آن سخت شد، پس همچون سنگ گردید یا سختتر از سنگ.
نماد چیست
در ادبیات، فرهنگ و هنر، نماد بارز قسوت قلب «سنگ» است که در تعابیری مثل سنگدل یا صخرةالصّماء جلوه میکند. همچنین در متون کهن و اخلاقی، «خشکی چشم» و ناتوانی در گریستن از سر شوق، ترحم یا خشوع به عنوان نشانه و نماد بیرونی این حالت روحی معرفی شده است.
جمعبندی و توضیح کامل قسوت قلب
قسوت قلب (یا شکل رایجتر آن قساوت قلب) از ریشه ثلاثی «ق س و» گرفته شده که در لغت به معنای سنگهای بزرگ، سخت و خشن است. این اصطلاح در حوزه اخلاق و دین برای توصیف حالتی روحی به کار میرود که در آن دل انسان به دلیل گناهان مداوم یا لجاجت، چنان سخت و نفوذناپذیر میشود که هیچ عاطفه انسانی، حس ترحم یا نور هدایتی در آن اثر نمیکند.
این واژه در قرآن کریم اهمیت ویژهای دارد و ۷ بار در توصیف کسانی که در برابر حق سر خم نمیکنند استفاده شده و دلهای آنان به سنگ یا حتی سختتر از سنگ تشبیه شده است. کلماتی مانند همخانوادههای قاسی و مقسی، و مترادفهایی چون شقاوت و کوردلی، همگی نشاندهنده تاریکی روحی ناشی از این حالت هستند.
در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، سنگدلی نماد اصلی این مفهوم است و ناتوانی در همدردی با دیگران یا خشکی چشم از مهمترین نشانههای بیرونی آن به شمار میرود. نقطه مقابل این رذیلت اخلاقی، رقت قلب، رأفت و عطوفت است که مایه حیات روحی انسان محسوب میشوند.