معنی
وقیح به کسی یا چیزی گفته میشود که از حد ادب، شرم و حیا گذشته و رفتار یا گفتاری ناپسند و بیشرمانه داشته باشد.
یعنی چه
این کلمه در زبان عامه و رسمی برای توصیف افرادی به کار میرود که ترسی از قضاوت اجتماعی ندارند و حریمهای اخلاقی را میشکنند.
مترادف
واژههایی مانند بیحیا، پررو و گستاخ بیشترین شباهت معنایی را با این کلمه دارند.
متضاد
کلماتی که بر حفظ حیا، ادب و شرم دلالت دارند، متضاد این واژه محسوب میشوند.
ریشه
این واژه عربی است و از ریشه ثلاثی مجرد (و ق ح) گرفته شده که در اصل به معنای سخت شدن سم حیوان یا پوست بوده و مجازاً برای سختی روی انسان (پررویی) به کار میرود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه ۴ حرفی «وقیح» یا معادلهای آن مانند بیشرم است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژههای متعددی بسته به شدت رفتار برای این مفهوم وجود دارد.
به عربی
در زبان عربی فصیح و امروزی از مشتقات خودِ این کلمه یا کلمات مشابه استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و سره فارسی برای این واژه شامل بیشرم، پررو، کمشرم و چشمدریده هستند.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات اخلاقی، این صفت نماد شکستن حریمهای اجتماعی و بیپروایی منفی است؛ همچنین در ضربالمثلها با «سنگ پای قزوین» نمادپردازی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل وقیح
واژه «وقیح» یک صفت با ریشه عربی است که وارد زبان فارسی شده و برای توصیف افرادی به کار میرود که در رفتار، گفتار یا کردار خود هیچگونه حیا، شرم و ملاحظات اخلاقی را رعایت نمیکنند. این کلمه بار معنایی کاملاً منفی دارد و نشاندهنده گستاخی فراتر از حد مجاز است.
در ریشهشناسی این واژه آمده است که از سخت شدن پوست یا سم حیوانات الگوبرداری شده تا مجازاً مفهوم «سنگپایی» یا ضخیم بودن روی فرد (پررویی شدید) را منتقل کند. این واژه در شعر و ادبیات فارسی نیز به عنوان نمادی از تجاوز از حریم ادب و اخلاق شناخته میشود.