یعنی چه
در لغتنامه دهخدا، غمزه به عنوان لفظی مشترک میان عربی و فارسی تعریف شده است. این واژه در اصل به معنی یکبار چشم برهم زدن یا فشردن چیزی با دست است، اما در ادبیات فارسی بار معنایی زیباتر و شاعرانهتری به خود گرفته و به رفتارهای دلبرانه، عشوه و اشارههای پنهانی معشوق با چشم و ابرو اطلاق میشود.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت غَمْزَه (ghamzeh) تلفظ میشود و از ریشه عربی «غَمْز» گرفته شده است.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای این نشانه عبارت ۹ حرفی «غمزه دهخدا» است. همچنین کلماتی مانند کرشمه، عشوه و ناز نیز ممکن است به عنوان پاسخهای جایگزین و کوتاهتر مد نظر باشند.
به انگلیسی
برای انتقال حس و مفهوم غمزه در زبان انگلیسی، بسته به موقعیت متن از واژههای Coquetry (به معنی طنازی و عشوه گری)، Wink (اشاره با چشم) یا Ogle (نگاه با چشمچرانی یا کرشمه) استفاده میشود.
به فارسی
واژههای مترادف و هممعنی فارسی که میتوانند جایگزین این کلمه شوند شامل کرشمه، عشوه، ناز، غنج، دلال، طنازی، فسون و اشاره چشم هستند که همگی بیانگر حالات دلبرانه معشوق در ادبیات هستند.
نماد چیست
در ادبیات غنایی و عرفانی فارسی، به ویژه در دیوان حافظ و مولانا، غمزه نماد جلوههای پنهانی و کشش ماورایی معشوق است. این واژه نشاندهنده توجه و لطفی است که در عین بینیازی و استغنا از سوی محبوب به عاشق خسته روانه میشود و دل او را بیاختیار مجذوب میسازد.
جمعبندی و توضیح کامل غمزه دهخدا
واژه «غمزه» از دیدگاه لغتنامه دهخدا و سنت ادبی ایران، یکی از کلیدیترین مفاهیم برای توصیف حرکات دلبرانه و عشوهگریهای معشوق است. این واژه که ریشه در زبان عربی دارد، پس از ورود به شعر و ادب فارسی ابعادی بسیار ظریفتر و زیباتر به خود گرفته و به ابزاری برای بیان تعاملات عاطفی میان عاشق و معشوق تبدیل شده است.
از بُعد عرفانی نیز، شاعران بزرگ از این واژه برای نشان دادن تجلیات ناگهانی و اشارات پنهان خداوند یا پیر مرشد استفاده کردهاند. در کاربردهای روزمره و متون معاصر نیز، این کلمه کماکان یادآور اصطلاحاتی چون ناز، کرشمه و طنازیهای اصیل ادبی است.