یعنی چه
زکام شدن در زبان فارسی به معنی بیمار شدن به عارضهٔ سرماخوردگی، چاییدن و التهاب مجاری بینی است که با علائمی چون ریزش آب بینی، عطسه، گرفتگی صدا و گرفتگی بینی همراه است.
تلفظ
واژهٔ زکام به ضم زاء (زُ) تلفظ میشود و در ترکیب با فعلِ شدن، مصدرِ مرکبِ «زُکام شدن» را میسازد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخِ دقیقِ عبارتِ «زکام شدن» خودِ این عبارت با ۷ حرف است. معادلهای دیگری چون چاییدن و نزله نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
رایجترین اصطلاحات در زبان انگلیسی برای این واژه Catching a cold است و در اصطلاحات پزشکی تخصصیتر از Coryza استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از فعلها و مصدرهای مشتق از «زکم» یا واژه «الرشح» برای رساندن مفهوم سرماخوردگی و آبریزش بینی استفاده میشود.
در قرآن
کلمهٔ زکام در قرآن وجود ندارد. گاهی به دلیل شباهت ظاهری با کلمهٔ «زَقّوم» (نام درختی در جهنم) اشتباه میشود، اما هیچ ارتباطی بین آنها نیست؛ هرچند در احادیث پزشکی شیعه و سنی به زکام اشاره شده است.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، زکام شدن نماد کسی است که به دلیل بیماری از درک زیباییها و بوهای خوش (حقایق معنوی یا لطافتها) محروم است؛ همانطور که خاقانی میگوید: «در زکامی و مشک میبویی؟!»
جمعبندی و توضیح کامل زکام شدن
زکام شدن یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که ریشهٔ بخش اول آن (زکام) از زبان عربی و مصدر «زَکَمَ» گرفته شده است. این واژه به طور دقیق به معنای ابتلا به بیماری سرماخوردگی، چاییدن و التهاب مخاط بینی است که علائم مشهودی مانند عطسه و ریزش آب بینی دارد. در زبان فارسی قدیم به این حالت «باد در تام» یا «هنگ» نیز میگفتند.
این عبارت در فرهنگ عامه و ادبیات منظوم فارسی، علاوه بر معنای پزشکی خود، به عنوان نمادی از بیبهره بودن و محرومیت از بوی خوش و درک حقایق به کار میرود؛ زیرا شخص زکامشده حس بویایی خود را از دست میدهد. در کاربردهای جدولی نیز این عبارت دقیقاً هفت حرف دارد و اصطلاحات متعددی در زبانهای انگلیسی و عربی همارز آن هستند.