یعنی چه
خربها در لغتنامههای معتبر فارسی (مانند دهخدا) یک صفت مرکب کنایی است. این واژه به کسی اشاره دارد که عقل و ارزش او به اندازه قیمت یک خر است و کنایه از اوج نادانی، بلاهت و بیخردی فرد دارد.
تلفظ
این واژه به صورت خَربَها (Khar-baha) تلفظ میشود و نباید آن را با واژه خرابهها یا عبارت عربی خَرَابِهَا اشتباه گرفت.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «کمعقل»، «ابله» یا «نادان»، واژه ۵ حرفی «خربها» مد نظر است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه نشاندهنده ویژگیهای نادانی، بیخردی و کمعقلی هستند.
به عربی
در زبان عربی کلمات جاهل و ابله دقیقترین همپوشانی معنایی را با این واژه کنایی فارسی دارند.
به فارسی
واژههای مترادف آن در زبان فارسی شامل نادان، ابله، بیهوش، کمعقل و بیخرد است. واژههای متضاد آن نیز عاقل، دانا، خردمند و هوشیار هستند. این کلمه ترکیب عامیانه و کنایی از دو جزء «خر» و «بها» (به معنی قیمت خر) است.
نماد چیست
در ادبیات کنایی فارسی، این واژه نماد بلاهت عمیق است؛ چنانکه مولانا در مثنوی معنوی از آن به عنوان نماد بیعقلی و بیوفایی یاد کرده و میفرماید: «عقل را باشد وفای عهدها / تو نداری عقل، رو ای خربها!»
جمعبندی و توضیح کامل خربها
واژه «خربها» یک صفت مرکب و کنایی اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب دو کلمه «خر» و «بها» ساخته شده است. این اصطلاح در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در اشعار مولانا، به عنوان کنایهای رساتر برای تحقیر سطح اندیشه افراد نادان، کمعقل و ابله به کار میرفته است و به کسی اشاره دارد که ارزش وجودی و فکریاش فراتر از قیمت یک چارپا نمیرود.
نکته حائز اهمیت در بررسی این واژه، تمایز تفکیکپذیر آن با عبارات مشابه است؛ این کلمه نباید با واژه «خرابهها» (جمع خرابه) یا عبارت قرآنی و عربی «خَرَابِهَا» به معنای ویرانی آن (که در آیه ۱۱۴ سوره بقره آمده است) اشتباه گرفته شود. خربها صرفاً یک دلالت معنایی بر جهل و بیخردی در زبان فارسی دارد.