یعنی چه
المحروم در لغت به معنای منعشده، ناکام و بیبهره است. در اصطلاح و فرهنگ اسلامی، به شخص نیازمند و فقیری گفته میشود که برخلاف سائل، به دلیل عفت نفس، حیا و حفظ کرامت انسانی، دست نیاز به سوی دیگران دراز نمیکند و حاجت خود را پنهان میدارد.
تلفظ
این کلمه با سکون لام، فتح ميم، سکون حاء و ضمه راء به صورت «اَلْمَحْرُوم» تلفظ میشود و یک واژه با ریشه عربی است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول، کلمه المحروم دارای ۷ حرف است و به عنوان معادل واژههایی چون بینصیب، بیبهره و محروممانده شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، بیشتر از واژههای Deprived برای بیان مفهوم عام محرومیت و Underprivileged برای محرومیتهای ساختاری و اجتماعی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، المحروم اسم مفعول از ماده «ح-ر-م» است و به کسی اطلاق میشود که از رزق یا حقی منع شده باشد. در کاربرد قرآنی، شخص متعفف و آبروداری است که فقر خود را آشکار نمیکند.
به فارسی
برگردان دقیق این واژه به فارسی شامل تعابیری همچون بینصیب، بیبهره، عاری، مأیوس و دستخالی است که نشاندهنده دستنیافتن به مقصود یا حق است.
در قرآن
واژه «المحروم» به صورت «وَالْمَحْرُومِ» در آیه ۱۹ سوره الذاریات و آیه ۲۵ سوره المعارج آمده است. در تفاسیر قرآنی، در کنار «سائل» (درخواستکننده)، محروم به فقیری گفته میشود که به دلیل شرم و حیا تقاضای کمک نمیکند و شناخت او نیازمند بررسی احوالش است.
جمعبندی و توضیح کامل المحروم
واژه «المحروم» از ریشه عربی «ح-ر-م» به معنای منع و بازداشتن گرفته شده و در ادبیات فارسی و اسلامی به معنای بینصیب، ناکام و بیبهره از یک حق یا مصلحت به کار میرود. این کلمه در فرهنگ عامه مترادف با کسی است که به خواستهاش نرسیده یا از امکانات اولیه زندگی محروم مانده است.
در نگاه قرآنی و مفسران شریعت، المحروم بار معنایی عمیقتری دارد؛ این واژه نماد کرامت انسانی و مناعت طبع در عین تنگدستی است. برخلاف سائل که فقر خود را زبان میآورد، محروم کسی است که به دلیل عفت نفس، لب به شکایت و درخواست باز نمیکند و به همین جهت، شناسایی و کمک به او وظیفهای اخلاقی و اجتماعی برای جامعه به شمار میرود.