یعنی چه
واژه مسقاه (مَسقاة) در زبان فارسی به عنوان اسم مکان و ابزار به کار میرود و به معنای آبشخور، موضع سقی یا همان محل آبیاری و آب دادن است. همچنین این کلمه به ظرفی که پرندگان از آن آب میخورند (آبدان) و یا جایگاهی سایهدار که ظرفهای آب را در آن میآویختند تا خنک بماند، اشاره دارد.
تلفظ
این واژه در اصل عربی با تنوین به صورت مَسْقَاةٌ تلفظ میشود و در زبان فارسی تاء تأنیث آن به هاء بیان حرکت تبدیل شده و به صورت مَسْقاه (با فتح م و سکون س) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند آبشخور، سقاخانه، آبدان یا ظرف آب پرندگان به عنوان راهنما آمده و پاسخ آن واژه ۵ حرفی مسقاه است.
به انگلیسی
بسته به کاربرد واژه در متن، معادلهای انگلیسی آن به فضاهای عمومی آبخوری یا ظروف نگهداری آب اشاره دارند.
به عربی
این واژه ریشه اصیل عربی دارد و از فعل ثلاثی مجرد سقی (آب داد) بر وزن مَفْعَلة ساخته شده است که دلالت بر مکان یا ابزار انجام کار دارد.
به ترکی
در زبان ترکی برای اشاره به ظرف آب حیوانات از یالاک و برای مکانهای عمومی توزیع آب از سبیل استفاده میشود.
نماد چیست
مسقاه در فرهنگ شرقی و ادبیات اسلامی نمادی از ایثار، حیاتبخشی و سخاوت است. از آنجا که آب مایه اصلی بقا است، هر مکانی که تشنگی موجودات را برطرف کند، در ادبیات عرفانی به عنوان مظهر طراوت جان و سیراب شدن از چشمه معرفت شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مسقاه
واژه مسقاه یک اسم مکان و ابزار با ریشه عربی (از سقی) است که وارد زبان فارسی شده و مفاهیمی کاربردی پیرامون محور آب و آبیاری دارد. این کلمه در لغتنامههای کهن نظیر دهخدا هم به معنی محل تجمع آب برای خوردن انسان و دام (آبشخور) آمده و هم به ظرف کوچکی که پرندگان از آن سیراب میشوند اشاره دارد. همچنین در گذشته به بناها یا جایگاههای خنکی که مشکهای آب را در آن آویزان میکردند تا از گرمای هوا مصون بماند، مسقاه میگفتند.
اگرچه خود این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما همخانوادههای بسیار نزدیک آن مانند سِقایه (به معنی منصب آب دادن به زائران یا ظرف آب) در سورههای توبه و یوسف ذکر شدهاند که جایگاه والای این مفهوم را در فرهنگ دینی نشان میدهد. در ادبیات و عرفان، مسقاه فراتر از یک واژه فیزیکی، به نمادی از کرامت، بخشندگی بدون منت و فرونشاندن عطش درونی و معنوی انسانها بدل گشته است.