یعنی چه
اسرافکار به فردی گفته میشود که در خرج کردن، مصرف مواد غذایی، زمان، انرژی یا هر نوع منبع دیگری از حد تعادل و میانهروی فراتر رفته و دست به هدر دادن و زیادهروی میزند.
تلفظ
این واژه به صورت [اِسرَافکَار] تلفظ میشود که از دو بخش اسراف (عربی) و کار (فارسی) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «ولخرج»، «زیادهرو در مصرف» یا «مُسرِف» استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به لحن و متن جمله، از صفتها و اسمهای متعددی برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه مُسرِف از ریشه (س ر ف) و واژه مبذر از ریشه (ب ذ ر) دقیقترین معادلها برای این صفت هستند.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج فارسی این کلمه شامل ولخرج، بادبهدست (کنایه از کسی که مال را به باد میدهد)، گشادباز و متلف هستند. از نظر ریشهشناسی نیز این کلمه یک صفت مرکب ترکیبی (عربی-فارسی) است که از «اسراف» عربی و پسوند فاعلی «کار» فارسی ساخته شده است. متضادهای آن در فارسی مقتصد، صرفهجو و میانهرو هستند.
در قرآن
خود واژه فارسی «اسرافکار» در قرآن نیست، اما معادل عربی آن یعنی «مُسرِف» و جمع آن «مسرفین» بارها ذکر شده است؛ مانند آیه ۳۱ سوره اعراف: «إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» (خداوند اسرافکاران را دوست ندارد) و آیه ۴۳ سوره غافر که اسرافکاران را اهل آتش معرفی میکند.
جمعبندی و توضیح کامل اسرافکار
واژه اسرافکار یک صفت مرکبِ ترکیبی است که از ادغام ریشه عربی اسراف و پسوند فاعلی فارسی ساخته شده است. این کلمه در فرهنگ و ادبیات فارسی بار معنایی منفی دارد و به شخصی اشاره میکند که با خروج از حد اعتدال و میانه روی، به ریختوپاش و هدر دادن مال، انرژی یا منابع دیگر میپردازد.
در متون اخلاقی و دینی، اسرافکاری به عنوان یک رذیله شناخته میشود که نقطه مقابل آن اقتصاد و صرفهجویی است. اگرچه این واژه دقیقاً با همین صورت فارسی در قرآن نیامده، اما معادلهای مستقیم آن نظیر مسرف و مبذر به تکرار در آیات الهی منع شدهاند و صدمه زدن به سرمایههای فردی و اجتماعی از پیامدهای این رفتار شمرده شده است.