یعنی چه
این واژه ترکیبی از «بد» و «سُم» است. در معنای نخست به حیواناتی اشاره دارد که دچار آسیب، بیماری یا بدشکلی در ناحیه سم هستند. در ادبیات عامیانه و کنایی، این صفت به افراد بدقدم، شوم یا شورچشم که حضورشان مایه بدشانسی پنداشته میشود، نسبت داده میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت فتحة بر روی حرف اول و دوم یعنی «بَ» و «سَ» است که به صورت بَدسَم خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه با توجه به تعداد حروف (۴ حرف) خود کلمه «بدسم» است. کلمات مترادفی چون بدقدم نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای توصیف ظاهر حیوان از واژه ترکیبی Bad-hoofed و برای انتقال معنای کنایی و عامیانه آن از واژگانی نظیر Ill-omened یا Ominous استفاده میشود.
به فارسی
معادلات و جایگزینهای دقیق این واژه در زبان فارسی معیار شامل کلماتی همچون بدقدم، نامبارک، شوم، شورچشم و بدسیرت هستند که بار معنایی منفی کلمه را منتقل میکنند.
نماد چیست
واژه بدسم دارای نماد اساطیری، آیینی یا فرهنگی ثبتشدهای نیست و تنها در باورهای عامیانه به عنوان نشانهای از نحوست، بدشانسی و قدمِ نامبارک به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بدسم
واژه «بدسم» یک ترکیب وصفی ساختگی و عامیانه در زبان فارسی است که در فرهنگهای لغت اصیل و مرجع مانند دهخدا و معین به عنوان یک مدخل مستقل و رسمی ثبت نشده است. این کلمه از ترکیب دو جزء «بد» و «سم» تشکیل شده و در وهله اول به وضعیت فیزیکی و معیوب سم در حیوانات اشاره دارد.
در کاربردهای کنایی و روزمره، این واژه تغییر معنا یافته و به عنوان صفت برای انسانهای بدقدم یا کسانی که گمان میرود مایهی بدشانسی هستند استفاده میشود. این واژه به دلیل ماهیت عامیانه خود، بیشتر در محاوره یا متون غیررسمی کاربرد دارد و فاقد ریشههای عمیق ادبی یا مذهبی است.