یعنی چه
فعل مضارع اخباری از مصدر بلعیدن است که در معنای مادی به قورت دادن و فرو دادن چیزی بدون جویدن از راه گلو به شکم اشاره دارد. در معنای مجازی و استعاری نیز به مفهوم فراگرفتن، مجذوب ساختن، یا نابود کردن حریصانه و یکجای چیزی به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «میبَلعَد» (mī-bal-ʿad) است که از دو بخش «می» (نشانه استمرار) و «بلعَد» (بن مضارع و شناسه) تشکیل شده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات طراحان جدول برای مفهوم فرو دادن غذا یا قورت دادن، واژه ۶ حرفی «می بلعد» یا معادلهای آن مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای بیان این مفهوم در زبان انگلیسی، بسته به موقعیت مادی یا مجازی از واژگان Swallows یا Devours استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فعل مضارع «یبلع» برای بلعیدن معمولی و «یلتهم» برای بلعیدن با حرص و ولع (التهام) استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و هممعنی فارسی این واژه شامل قورت میدهد، فرو میبرد و در متون کهن «میاوبارد» (از مصدر اوباریدن) است. ریشه اصلی خود کلمه «بلع» عربی است که در فارسی با پسوند «ـیدن» به صورت مصدر جعلی درآمده است.
نماد چیست
در نشانهشناسی و فرهنگ عامه، بلعیدن نمادی از طمعورزی، حریص بودن و نابودگری است. همچنین در کیهانشناسی مدرن به عنوان ویژگی اصلی سیاهچالهها (که ماده و نور را متوقف و جذب میکنند) به کار میرود. در ادبیات مذهبی نیز یادآور فرمان خداوند به زمین در آیه ۴۴ سوره هود («یا أرضُ ابلَعی ماءَکِ») برای فرو بردن آب طوفان نوح است.
جمعبندی و توضیح کامل می بلعد
واژه «میبلعد» فعل مضارع اخباری از مصدر ساختگی یا جعلی «بلعیدن» است که از ریشه عربی «بلع» به همراه نشانههای دستوری زبان فارسی ساخته شده است. این واژه در کاربرد واقعی و مادی خود به معنای فرو دادن غذا یا مایعات از گلو به درون شکم بدون جویدن کامل است که مترادفهای عینی آن «قورت میدهد» و «فرو میبرد» هستند.
از بُعد ادبی و استعاری، این کلمه کاربرد گستردهای در توصیف پدیدههای فراگیر دارد؛ به طوری که هرگونه مجذوب ساختن، از بین بردن حریصانه یا ناپدید کردن ناگهانی پدیدهها را با آن توصیف میکنند. برای مثال در ستارهشناسی گفته میشود که سیاهچالهها اجرام آسمانی را میبلعند و در واقعیت اجتماعی نیز به معنای غرق شدن و فرو رفتن در مادیات یا تاریکی به کار میرود.