یعنی چه
در لغتنامه دهخدا، این واژه با دو تلفظ و معنای متمایز آمده است: اول «شُکر» به معنی اظهار نعمت منعم، سپاسگزاری و حمد و ثنای الهی یا انسانی. دوم «شَکَر» که در تداول عامه شِکَر نیز خوانده میشود و به معنی شیرینی سپیدی است که از نیشکر یا چغندرقند به دست میآید. همچنین در مرتبه سوم به صورت مخففِ «شکار» نیز به کار رفته است.
تلفظ
این واژه بسته به معنا دارای دو تلفظ اصلی است: شُکر (Šokr / صامت و مصوتهای پیشین و پسین) در معنای قدردانی، و شَکَر (Šakar / با دو فتحه) در معنای چاشنی شیرین خوراکی. در ادبیات عامیانه معنای دوم به کسر شین (شِکَر) نیز تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً «شکر دهخدا» با ۸ حرف است. بسته به طراح جدول، پاسخهای جایگزین کوتاهتری مانند سپاس، حمد، شهد یا قند نیز ممکن است مد نظر باشد.
به انگلیسی
برای واژه شُکر معادلهای Gratitude و Thankfulness کاربرد دارند. برای واژه شَکَر معادل دقیق آن در زبان انگلیسی واژه Sugar است.
به فارسی
معادلات و برگردانهای اصیل این واژهها در زبان فارسی شیوا شامل «سپاس، تشکر، حقشناسی و امتنان» برای مفهوم قدردانی، و واژههای «قند، شهد و شیرینی» برای مفهوم خوراکی آن است.
نماد چیست
در فرهنگ اسلامی و عرفانی، شُکر نماد تواضع، تسلیم در برابر مقدرات الهی و مایه فزونی نعمت است (اشاره به آیه لئن شکرتم لأزیدنکم). در ادبیات عاشقانه فارسی، شَکَر نماد شیرینی گفتار، کلام خوش، معشوق، لب و دهان زیبارویان و عیش و شادمانی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل شکر دهخدا
واژه شکر در لغتنامه دهخدا یک مدخل ذووجوهین است که ریشهها و کاربردهای کاملاً متفاوتی را در خود جای داده است. از یک سو با تلفظ شُکر، ریشهای عربی دارد و به عنوان یک فضیلت اخلاقی و عرفانی به معنی سپاسگزاری و ثنای منعم شناخته میشود که در آیات قرآن نیز جایگاه ویژهای دارد. از سوی دیگر با تلفظ شَکَر، ریشه در پارسی میانه و زبانهای هندوآریایی داشته و به ماده شیرین خوراکی دلالت میکند.
در حوزه ادبیات پارسی، هر دو شکل این واژه الهامبخش مضامین گوناگونی بودهاند؛ یکی در ادبیات زاهدانه و عرفانی مایه برکت و تقرب است و دیگری در ادبیات غزلسرا نماد شیوایی سخن و حلاوت لب معشوق. لغتنامه دهخدا حتی به معنای نادرتری مانند مخففِ شکار نیز اشاره کرده است که جامعیت این واژه را در زبان فارسی نشان میدهد.