یعنی چه
تمایل شدید، مداوم و سیریناپذیر به جمعآوری و به دست آوردن مال، مقام، قدرت یا هر چیز دیگر، بیش از حد نیاز واقعی یا حق قانونی و شرعی خود؛ به طوری که فرد هیچگاه به داشتههایش قانع نباشد و همواره بیشتر بطلبد.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «زیادْ خواهی» (ziyād-khāhi) است که از دو بخش «زیاد» و «خواهی» (از مصدر خواستن) ترکیب شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «زیاد خواهی» به عنوان پاسخ ۹ حرفی برای مفاهیمی همچون آزمندی، فزونخواهی یا حرص کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژههای متعددی برای رساندن این مفهوم وجود دارد که رایجترین آنها Greed است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای بیان مفهوم زیادهخواهی و حرص بیشتر از واژه Açgözlülük به معنی گرسنهچشمی استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و واژههای هممعنی فارسی و اصیل آن شامل فزونخواهی، افزونطلبی، آز، آزمندی و خصلتهایی چون طمع و حرص مفرط است. در زبان پارسی میانه (پهلوی) واژه «فِرِه خواهی» معادل مستقیم آن بوده است.
جمعبندی و توضیح کامل زیاد خواهی
زیادخواهی یا زیادهخواهی یکی از رذایل اخلاقی و ویژگیهای روانی انسان است که در قالب تمایل شدید و سیریناپذیر به کسب مال، مقام، قدرت یا مادیاتِ بیش از حد نیاز بروز میکند. این مفهوم ریشه در عدم قناعت دارد و سبب میشود فرد هیچگاه از داشتههای خود احساس رضایت نکند. در ریشهشناسی، این کلمه یک ترکیب جامد فارسی از «زیاد» (با پیشینه پهلوی و وامگرفته در عربی به صورت زیادة) و «خواهی» (از مصدر خواستن) است.
در متون دینی و به ویژه قرآن کریم، این خصلت منفی بیشتر با واژههایی چون «تَکاثُر» و «حِرص» توصیف شده است؛ به طوری که در آیه نخست سوره تکاثر، افزونطلبی عاملی برای غفلت انسان از یاد خدا دانسته شده است. متضادهای اصلی این واژه در فرهنگ فارسی و اسلامی، مفاهیمی والا همچون قناعت، مناعت طبع، ایثار و خرسندی هستند که آرامش روحی را به همراه میآورند.