یعنی چه
ترکیبی کنایی و ادبی است که به هر پدیده، شیء یا فردی که سرما، بیرحمی، مرگ، سستی یا بیانگیزگی را تداعی کند، اطلاق میشود. این عبارت در حقیقت به معنای تجسم بخشیدن به برودت و بیمهری است.
تلفظ
واژه اول با فتح میم، سکون ظاء و فتح هاء (مَظْهَر) به همراه کسره اضافه، و واژه دوم با فتح سین، سکون رراء و دال مکسور (سَرْدی) تلفظ میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، عبارت «مظهر سردی» دقیقاً به خود کلمه با ۸ حرف یا نمادهایی چون زمستان، یخ و مار اشاره دارد.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم کنایی در زبانهای دیگر از ترکیبات معادل نماد برودت و مظهر انجماد استفاده میشود.
به فارسی
این ترکیب از نظر ساختاری واژهای واحد در فرهنگهای لغت کهن نیست؛ بلکه ترکیب وصفی/اضافی است که از «مظهر» (عربی از ریشه ظهر) و «سردی» (پارسی اصیل از ریشه اوستایی سارتا) ساخته شده است. متضاد آن «مظهر گرمی» یا «کانون حرارت» است.
نماد چیست
در رمزشناسی اسطورهای و ادبیات، پدیدههای طبیعی مانند برف و یخ، فصل زمستان، رنگهای خنثی و سرد (مانند سفید و خاکستری) و جانوران خونسرد مانند مار به عنوان مظهر و تجسم عینی سردی و بیروحی شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل مظهر سردی
عبارت «مظهر سردی» یک واژه واحد یا مرده در لغتنامههای شاخص فارسی مانند دهخدا و معین نیست، بلکه یک ترکیب کنایی و ادبی روان است که از دو واژه «مظهر» (به معنی تجلیگاه و نشانه) و «سردی» (به معنی برودت و بیاحساسی) تشکیل شده است. این عبارت برای توصیف فضاها، رفتارها یا پدیدههایی به کار میرود که عاری از گرما، شور، عاطفه و حیات هستند.
در حوزه ادبیات و اسطورهشناسی، این ترکیب معمولاً با پدیدههایی نظیر فصل زمستان، یخ، برف و حتی موجودات خونسردی مانند مار پیوند میخورد. از سوی دیگر، در بعد واژهشناسی، این عبارت نمونهای از ترکیب کلمات عربی و پارسی است که متضاد آن را میتوان «مظهر گرمی» یا «کانون اشتیاق» دانست. در جداول کلمات متقاطع نیز این عبارت با توجه به تعداد حروف (۸ حرف) یا نمادهای مرتبط با آن طراحی میشود.