یعنی چه
واژه «یمسهم» در واقع یک فعل مضارع عربی از ریشه «م س س» همراه با ضمیر است که در متون دینی و قرآنی به کار میرود. این کلمه به معنای اصابت کردن، رسیدن اثر چیزی (مانند عذاب، سختی، یا رحمت) به گروهی از افراد، یا لمس کردن آنهاست.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه به صورت یَمَسُّهُم (yamsuhum) با تشدید روی حرف سین است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه بر اساس تعداد حروف، خود واژه «یمسهم» با ۵ حرف است که معمولاً به عنوان معادل قرآنی «به آنان میرسد» پرسیده میشود.
به انگلیسی
در برگردان انگلیسی، بسته به بافت متن و آیه از عباراتی که مفهوم لمس کردن یا دچار شدن به مصیبت را میرسانند استفاده میشود.
به عربی
در عربی معیار برای تبیین معنای این فعل مضارع، از واژههای هممعنی مانند یصیبهم یا یلمسهم استفاده میگردد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این ترکیب فعلی عباراتی چون «به آنها میرسد»، «گریبانگیرشان میشود» یا «لمسشان میکند» هستند.
در قرآن
این واژه در قرآن کریم کاربرد زیادی دارد؛ برای نمونه در آیه ۴۹ سوره انعام میفرماید: «يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ» (عذاب به آنان میرسد) و در آیه ۶۱ سوره زمر به صورت نفی آمده است: «لَا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ» (هیچ بدی و آسیبی به آنها نمیرسد).
جمعبندی و توضیح کامل یمسهم
واژه «یمسهم» یک لغت مستقل در زبان فارسی نیست، بلکه یک صورت صرفی و فعل مضارع از زبان عربی است که به علت فراوانیِ کاربرد در آیات قرآن کریم، پایش به متون ادبی، تفسیری و فرهنگهای لغات فارسی باز شده است. ریشه اصلی این کلمه «م س س» بوده که در ساختار فعلی همراه با ضمیر «هُم»، معنای «رسیدن اثر چیزی به آنان» را تولید میکند.
در کاربردهای قرآنی و متون دینی، این فعل بیشتر در دو بافت متفاوت به چشم میخورد؛ یکی در حالت مثبت که به معنای گرفتار شدن تکذیبکنندگان در عذاب الهی است و دیگری در حالت منفی (مانند لا یمسهم) که نشاندهنده مصونیت، آرامش و حفاظت خداوند از بندگان صالح در برابر سختیها و بدیهاست.