یعنی چه
این واژه در اصل به معنای قرار گرفتن در حالت نشسته روی زمین یا یک سطح است و به عمل نشستن، دگرگونی حالت از ایستاده یا درازکشیده به نشسته و همچنین حضور در یک مجمع یا شورا اشاره دارد.
مترادف
واژههای نشستن در فارسی و قعد در عربی نزدیکترین مترادفها به این کلمه هستند.
متضاد
کلمات قام و وقف در زبان عربی و برخاستن و ایستادن در زبان فارسی، متضادهای اصلی این واژه به شمار میروند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «ج-ل-س» مشتق شده است که به معنای انتقال به حالت نشسته است. در زبان فارسی به عنوان وامواژه و در قالب مشتقاتی مانند مجلس، جلوس و اجلاس کاربرد فراوان دارد.
تلفظ
در زبان عربی به صورت فعل ماضی «جَلَسَ» تلفظ میشود و در کاربردهای ثانویه لغوی یا اسمی به صورت «جَلس» با سکون لام و سین نیز خوانده میشود.
به انگلیسی
بسته به اینکه در متن به عنوان فعل (نشستن) یا به عنوان اسم (جلسه و نشست) به کار رود، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
به عربی
خود واژه اصل عربی دارد. در زبان عربی برای این مفهوم از فعل جَلَسَ و قَعَدَ استفاده میشود.
به فارسی
برگردان دقیق و اصیل این واژه در زبان فارسی «نشستن» یا «نشست» است که به قرار گرفتن در وضعیت سکون و جلوس اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل جلس
واژه «جلس» یک ریشه اصیل عربی (ج-ل-س) است که وارد زبان فارسی شده و مفهوم بنیادین آن «نشستن و قرار گرفتن در حالت نشسته» است. این کلمه اگرچه به صورت فعل ماضی مستقیم در متن قرآن نیامده، اما مشتقات آن مانند «مجالس» (در سوره مجادله) کاربرد قرآنی و دینی دارند. در لغتنامههای کهن مانند دهخدا، معانی ثانویه و خاصتری مانند عسل غلیظ یا کوه بلند نیز برای آن ذکر شده است اما کاربرد عام آن همان مفهوم نشستن است.
این ریشه منبع ساخت واژگان بسیار پرکاربردی در زبان فارسی است؛ کلماتی نظیر مجلس (محل نشستن/پارلمان)، جلوس (بر تخت نشستن)، جلیس (همنشین) و اجلاس همگی از همین مفهومِ محوریِ حضور، گفتوگو و آرامشِ ناشی از نشستن سرچشمه میگیرند. در فرهنگ اسلامی و شرقی، نشستن در یک محفل یا مجلس نشانهای از کسب ادب، تبادل دانش و شورا محسوب میشود.
در ساختار جدول و لغتنامه، این کلمه سهحرفی به عنوان پایه و اساس واژههای مربوط به اجتماعات رسمی و غیررسمی شناخته میشود و بررسی مترادفها و متضادهای آن نشاندهنده پویایی این ریشه در انتقال مفاهیمی مثل استقرار، قیام و قعود است.