یعنی چه
تمیشه نام یک شهر و ناحیه تاریخی و استراتژیک در طبرستان قدیم (حوالی کردکوی و گرگان امروزی در استان گلستان) است. همچنین در گویشهای محلی شمال ایران و متون کهن، این واژه به معنای بیشه، جنگل انبوه و محل رویش بوتههای تمشک نیز به کار رفته است. در شاهنامه فردوسی از آن به عنوان یکی از مقرهای فریدون یاد شده است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت تَمیشَه (Tamīšah) تلفظ میشود که حرف اول دارای فتحه و میم دارای کسره کشیده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به سؤالاتی نظیر «شهر باستانی طبرستان»، «مقر فریدون در شاهنامه» یا «جنگل و بیشه در شمال» واژه ۵ حرفی «تمیشه» یا معرب آن «طمیسه» است.
به انگلیسی
برای نگارش این نام خاص جغرافیایی در زبان انگلیسی از صورتهای Tamisheh یا Tamisha استفاده میشود که به شهر تاریخی در منطقه طبرستان اشاره دارد.
به عربی
در کتابهای جغرافیا و تاریخ نویسندگان مسلمان (مانند المسالک و الممالک)، واژه تمیشه به صورت معرب «طَمیسه» یا «طَمیس» ضبط و ثبت شده است.
در قرآن
واژه تمیشه یک نام کاملاً ایرانی، جغرافیایی و باستانی است؛ بنابراین در متن قرآن کریم یا متون تفسیری و مذهبی عربی مشتقشده از آن هیچگونه کاربرد و اشارهای ندارد.
نماد چیست
در اسطورهها و تاریخ ایران، تمیشه نماد مرزبانی و حصار دفاعی کشور در برابر حملات بیگانگان (توران) به شمار میرود؛ چرا که دیوار دفاعی مشهوری به دستور انوشیروان ساسانی در آن ساخته شده بود. همچنین در ادبیات حماسی، این شهر پس از آمل به عنوان پایتخت و اقامتگاه فریدون پادشاه پیشدادی شناخته میشود و نماد شکوه باستانی شمال ایران است.
جمعبندی و توضیح کامل تمیشه
تمیشه یک نام جغرافیایی-تاریخی برجسته در شمال ایران (طبرستان قدیم) است که امروزه بقایای باستانی آن در نزدیکی شهرستان کردکوی در استان گلستان قرار دارد. این واژه در ریشهشناسی کناره دریای کاسپین با مفاهیمی چون «بیشه»، «جنگل انبوه» و محل رویش بوتههای تمشک ارتباط دارد و برخی زبانشناسان ترکیب احتمالی آن را «تم + بیشه» به معنای بیشه تاریک حدس زدهاند.
در حوزه تاریخ و ادبیات، تمیشه جایگاه ویژهای دارد؛ حکیم فردوسی در شاهنامه از آن به عنوان مقر پادشاهی فریدون یاد کرده و در دوران ساسانی نیز به دلیل ساخت دیوار دفاعی بزرگ تمیشه توسط خسرو انوشیروان، به عنوان یک دژ استراتژیک مرزی در برابر اقوام شمال دریای خزر شناخته میشده است. این کلمه امروزه کاربرد معنایی روزمره در زبان فارسی ندارد و صرفاً به عنوان یک اصطلاح تاریخی، باستانشناسی و ادبی به کار میرود.