یعنی چه
واژه عیبگزار از ترکیب «عیب» (نقص و کاستی) و پسوند «گزار» (از مصدر گزاردن به معنی ادا کردن و بیان کردن) ساخته شده است. این اصطلاح به فردی اشاره دارد که نقایص، کمبودها یا خطاهای دیگران یا یک سیستم را گزارش میکند، به زبان میآورد یا آشکار میسازد. در کاربردهای رایج، این کلمه بیشتر بار معنایی منفی دارد و به رفتارهای مبتنی بر خردهگیری افراطی اشاره میکند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «عَیْبْ گُ زار» (ayb-gozār) است. واژه اول یعنی «عیب» با سکون روی حرف «ب» و واژه دوم با ضمه روی حرف «گ» و صدای کشیده «آ» خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این کلمه در جدولهای شرح در متن خودِ «عیب گزار» با ۷ حرف است. همچنین کلمات مترادفی چون عیبجو، خردهگیر و ملامتگر نیز با توجه به تعداد حروف جدول شما میتوانند به عنوان گزینههای جایگزین استفاده شوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژههای متعددی برای رساندن این مفهوم وجود دارد؛ Faultfinder دقیقترین معادل برای فردی است که به دنبال یافتن و بیان عیوب است.
به عربی
در ادبیات و زبان عربی، صفتهای مبالغهای مانند طعان و عیاب دقیقاً به فردی اشاره دارند که کارش جستجو و آشکار کردن نقایص دیگران است.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج فارسی برای این واژه شامل عیبجو، خردهگیر، نکتهگیر، ملامتکننده و بدگو هستند که همگی مفهوم تمرکز بر روی کاستیهای دیگران را بازتاب میدهند.
جمعبندی و توضیح کامل عیب گزار
واژه «عیبگزار» یک ترکیب واژگانی است که گرچه به عنوان یک مدخل مستقل کلاسیک در لغتنامههای بزرگی مثل دهخدا یا معین حضور پررنگی ندارد، اما ساختار آن کاملاً از قواعد زبان فارسی پیروی میکند. این کلمه از بخش عربی «عیب» و بن مضارع فعل فارسی گزاردن (به معنی ادا کردن، بیان کردن و به جا آوردن) تشکیل شده است. بنابراین معنای لغوی آن، کسی است که عیوب را گزارش کرده، اظهار نموده یا آشکار میسازد.
در مفاهیم فرهنگی و ادبی، عیبگزار معمولاً دارای بار معنایی منفی اجتماعی و اخلاقی است. این واژه نمادی از ریزبینی افراطی، بدبینی و تمرکز بر نقایص دیگران به جای دیدن زیباییها و نقاط مثبت است. در متون دینی و اخلاقی، این نوع رفتار به شدت نهی شده و در مقابل آن، صفتهایی پسندیده مانند «عیبپوشی» یا «ستارالعیوب بودن» تحسین شده است.