یعنی چه
«البشتون» در واقع شکل معرفبهالام (عربیشده) کلمهٔ فارسی/پشتو «پشتون» است. این واژه به یک گروه قومی-زبانی بزرگ در شاخهٔ زبانهای ایرانی شرقی اشاره دارد که عمدتاً در جنوب و شرق افغانستان و شمال غربی پاکستان زندگی میکنند.
تلفظ
تلفظ این واژه در زبان عربی به صورت «اَلْبَشْتُون» است که مستقیماً از واژهٔ فارسی/پشتو «پشتون» (با تبدیل حرف «پ» به «ب») گرفته شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمهٔ «البشتون» دقیقاً ۷ حرف دارد و به عنوان معادل عربی قوم پشتون یا افغانها شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این قوم از واژههای Pashtun یا Pakhtun استفاده میشود. اصطلاح Pathan نیز در شبهقاره هند رایج است.
به فارسی
معادلهای مستقیم این واژه در زبان فارسی «پشتون» و «پختون» هستند. همچنین در متون سنتی و تاریخی اسلام و فارسی، از آنها با نام «افغان» یاد شده است.
در قرآن
واژهٔ «البشتون» هیچگونه کاربردی در قرآن کریم یا متون دینی کلاسیک اسلامی ندارد؛ چرا که یک اسم خاص قومی و جغرافیایی خارج از حوزهٔ نزول قرآن است.
نماد چیست
در متون کلاسیک نماد زبانی رسمی ندارد، اما در فرهنگ و ادبیات این قوم (مانند اشعار خوشحالخان ختک)، «شاهین» یا «عقاب» نماد بلندپروازی و آزادی است. همچنین قانون سنتی «پشتونوالی» نماد هویتی آنها بهشمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل البشتون
واژهٔ «البشتون» شکل عربیشده و معاصر کلمهٔ «پشتون» است که در رسانهها و متون معاصر عربی برای اشاره به قوم پشتون استفاده میشود. این مراجع عربی معمولاً برای تفکیک قومیت پشتون از سایر اقوام و شهروندان کشور افغانستان، این اصطلاح را به کار میبرند، در حالی که در متون تاریخی اسلام مانند سفرنامه ابنبطوطه، از این قوم غالباً با نام «الأفغان» یاد شده است.
پشتونها یکی از بزرگترین اقوام ایرانیتبار محسوب میشوند که به زبان پشتو (از شاخه زبانهای ایرانی شرقی) سخن میگویند و ریشههای تاریخی آنها در متون کهن یونانی (توسط هرودوت با نام پکتیس) و متون هندی باستان ذکر شده است. این واژه فاقد ریشه یا کاربرد قرآنی است و به دلیل اسم خاص بودن، متضاد لغوی ندارد.