یعنی چه
حدوث عالم یکی از اصطلاحات کلیدی در کلام و فلسفه اسلامی است که دلالت بر آغاز داشتن جهان هستی دارد. بر اساس این مفهوم، کل عالمِ ماسویالله (هر چیزی غیر از خدا)، پیشتر معدوم بوده و سپس از نیستی به هستی درآمده است. این دیدگاه در برابر نظریه «قدم عالم» قرار دارد که جهان را ازلی و بیآغاز میداند. در حوزه اندیشه کلامی، متکلمان مسلمان بر حدوث زمانی جهان پای میفشارند، به این معنا که زمان یا نقطهای وجود داشته که جهان در آن نبوده است، در حالی که فلاسفه بیشتر به حدوث ذاتی (وابستگی ذاتی جهان در هستی خود به علت) معتقدند.
تلفظ
واژه حدوث با ضمه روی حرف اول (حُ) و عالم با فتح روی حرف لام (لَ) تلفظ میشود.
در جدول
در عبارات جدولی و مسابقات فرهنگی، پاسخ دقیق برای این مفهوم کلمه «حدوث عالم» (شامل ۸ حرف بدون احتساب فاصله) یا واژههای مترادفی چون آفرینش جهان و پیدایش عالم است.
به انگلیسی
در متون فلسفی و کلامی غرب، برای رساندن این مفهوم از عباراتی که بر آغاز داشتن زمانمند جهان یا خلق از عدم (Creation ex nihilo) دلالت دارند، استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح ریشه در زبان و ادبیات عربی دارد و در متون اصیل کلام اسلامی دقیقاً به صورت «حدوث العالم» به کار میرود.
در قرآن
عین ترکیب اسمی «حدوث عالم» در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفهوم و دلالت آن در آیات متعددی که به آفرینش، نوپدیدآوری و خلقت جهان از عدم اشاره دارند، مستتر است. آیاتی مانند «بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» (نوپدیدآورنده آسمانها و زمین) و تعابیری چون «كُن فَيَكُون» نشاندهنده اراده الهی در ایجاد و بخشیدن هستی به پدیدهها پس از نیستی آنهاست.
نماد چیست
در سنتهای فلسفی و مذهبی، نماد بصری یا گرافیکی خاصی برای این مفهوم وضع نشده است؛ اما از نظر دلالت مفهومی، حدوث عالم نماد بارز وابستگی ذاتی و مطلق جهان مادی به یک قدرت ماورایی (آفریدگار)، نوپدید بودن زمان و کائنات، و مخلوق بودن کل هستی است.
جمعبندی و توضیح کامل حدوث عالم
مسئله حدوث عالم از دیرباز یکی از مهمترین چالشهای فکری میان متکلمان، فلاسفه و دانشمندان بوده است. متکلمان اسلامی با استناد به حدوث جهان، تلاش میکنند تا وجود خداوند را به عنوان پدیدآورنده یا «مُحدِث» اثبات کنند؛ چرا که هر چیز حادثی برای پا گذاشتن به عرصه وجود، نیازمند یک علت بیرونی و ازلی است.
در سیر تکاملی این بحث، فیلسوفانی چون ابنسینا تفاوت ظریفی میان حدوث زمانی و حدوث ذاتی قائل شدند و در نهایت، ملاصدرا با مطرح کردن نظریه حرکت جوهری، تبیین جدیدی ارائه داد؛ او اثبات کرد که جهان مادی در هر لحظه در حال نو شدن و حدوث است و فیض الهی به صورت مداوم بر آن جریان دارد.
در مجموع، پذیرش حدوث عالم مرز رویکردهای توحیدی را با برخی مکاتب مادیگرایانه که قائل به ازلیت و ابدیت خودِ ماده هستند، مشخص میسازد و بر این نکته تاکید دارد که جهان دارای نقطه آغازین بوده است.