یعنی چه
این ترکیب از دو بخش «سرگردان» به معنی حیران و بدون مقصد مشخص، و «بیخانمان» به معنی کسی که خانه و سرپناهی برای زندگی ندارد تشکیل شده است و به فرد آواره و بیسرپناه اشاره میکند.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، بسته به تعداد حروف درخواستی میتوان از واژههای آواره، دربهدر، ویلان یا خانهبهدوش استفاده کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم بیخانمانی از Homeless و برای سرگردانی و آوارگی از واژگان Vagrant و Vagabond استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مفهوم بیخانمانی و آوارگی فیزیکی با واژههایی چون متشرد و مشرد، و حالت حیرانی با تائه یا هائم بیان میگردد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی کلمه Evsiz به معنای بیخانه، Yersiz yurtsuz به معنی بیجا و مکان و Başıboş به معنای رها و سرگردان است.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این ترکیب در زبان فارسی شامل واژههایی چون آواره، خانهبهدوش، سرگشته، بیسرپناه، ویلان، سلندر و دربهدر است.
جمعبندی و توضیح کامل سرگردان و بی خانمان
عبارت «سرگردان و بیخانمان» یک ترکیب وصفی کاملاً فارسی است که از دو جزء تشکیل شده؛ «سرگردان» صفت مرکب فاعلی از مصدر گشتن که به معنای حیرانی و حرکت بدون مقصد مشخص است، و «بیخانمان» که از پیشوند نفی و واژه پهلوی خانمان ساخته شده و به نداشتن سرپناه و اسباب زندگی اشاره دارد.
این اصطلاح در زبان عامه و ادبیات مکتوب به افراد آواره، کارتنخواب و کسانی اطلاق میشود که از امنیت اجتماعی و مکان ثابت زندگی محروم هستند. در متون عرفانی و ادبی نیز گاهی این مفاهیم به عنوان نمادی از تجرد، سالک بیقرار، یا غربت انسان در جهان مادی به کار میروند.
از نظر ساختاری این عبارت دقیقاً دارای ۱۶ حرف است و در فرهنگهای لغت معین و دهخدا با مترادفهایی نظیر ویلان، دربهدر و بیسرپناه معنا شده است که بازتابدهنده وضعیت سخت فردی است که همزمان جابهجایی ناخواسته و فقدان مسکن را تجربه میکند.