یعنی چه
این اصطلاح یک مفهوم مدرن در حوزه ژئوپلیتیک و اقتصاد سیاسی است و به فرضیهای اشاره دارد که بر اساس آن، قرن بیستویکم میلادی به دلیل رشد چشمگیر اقتصادی، فناوری و نظامی جمهوری خلق چین، دوران تفوق و محوریت این کشور در ساختار قدرت جهانی خواهد بود؛ همانطور که قرن بیستم را قرن آمریکایی مینامیدند.
تلفظ
ترکیب وصفی شامل واژه عربی قَرْن (با فتح قاف و سکون راء) به همراه کسره اضافه و واژه فارسی چِینِی (با کسر چ و سکون یاء اول).
در جدول
در مسابقات و جداول کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «اصطلاح سیاسی پیشبینی دوران سلطه پکن بر جهان مدرن»، عبارت «قرن چینی» به عنوان یک پاسخ ۷ حرفی مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
این عبارت در اصل یک گرتهبرداری و ترجمه تحتاللفظی از اصطلاح سیاسی و متداول در ادبیات رسانهای و آکادمیک غرب است.
به فارسی
از آنجا که این عبارت یک اصطلاح ساختگی مدرن است، برگردانهای مفهومی آن در ادبیات سیاسی فارسی شامل عباراتی چون «عصر جهش چین»، «دوران تفوق پکن» و «ظهور چین» میشود.
نماد چیست
در کاریکاتورها و تحلیلهای سیاسی، این واژه با نماد اژدهای چینی (نشان قدرت اقتصادی و نظامی پکن) یا نماد ارز یوآن (¥) تصویر میشود و به طور کل نمادی از تغییر نظم جهانی و انتقال قدرت از غرب به شرق است.
معنی انگلیسی/خارجی
اصطلاح اصلی یعنی 'Chinese Century' نخستین بار در اواخر قرن بیستم توسط تحلیلگران غربی و اکونومیست مطرح شد تا در تقابل با 'American Century' (قرن آمریکایی)، سناریوی محتمل آینده جهان را توصیف کند که در آن چین قطب اصلی اقتصاد و سیاست خواهد بود.
جمعبندی و توضیح کامل قرن چینی
عبارت «قرن چینی» یک واژه اصیل، ریشهدار یا کلاسیک در زبان فارسی نیست؛ بلکه یک واژه وارداتی و حاصل «گرتهبرداری» یا ترجمه مستقیم اصطلاح انگلیسی 'Chinese Century' در ادبیات سیاسی و رسانهای معاصر است. این مفهوم ژئوپلیتیکی به فرضیه یا پیشبینی کارشناسان بینالمللی اشاره دارد که معتقدند قرن ۲۱ میلادی، دوران تفوق و برتری همهجانبه (بهویژه اقتصادی، فناوری و ساختار قدرت) جمهوری خلق چین بر جهان خواهد بود.
از نظر ساختاری، این ترکیب از دو واژه «قرن» (ریشه عربی به معنای سده) و «چینی» (صفت نسبی فارسی) تشکیل شده است. در بافت رقابت ابرقدرتها، این واژه معمولاً در متضاد با مفهوم «قرن آمریکایی» یا «عصر غربمحور» به کار میرود و در متون کهن یا مذهبی مانند قرآن کریم هیچگونه سابقه و کاربرد مستقیم یا غیرمستقیمی ندارد و کاملاً برآمده از گفتمان چندقطبیگرایی در جهان مدرن است.