یعنی چه
سرمه سلیمانی ترکیبی ادبی و اسطورهای است. در باورهای عامیانه و متون کهن، به سرمهای خیالی اشاره دارد که هر کس آن را به چشم بکشد، توانایی دیدن موجودات پنهان (مانند جن و پری)، گنجها و اسرار غیبی را پیدا میکند. علاوه بر این مفهوم افسانهای، «سرمه سلیمانی» نام یک کتاب فرهنگ لغت فارسی به فارسی بدون شاهد است که توسط تقیالدین اوحدی بلیانی در قرن یازدهم هجری در هند تألیف شده است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [سُرْمِهْ سُلَیْمَانِی] (sorme-ye soleymāni) است که از دو واژه سرمه (فارسی) و سلیمانی (عربی، منسوب به سلیمان) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کنایه افسانهای کلمات «سرمه سلیمانی» (۱۱ حرف) یا «سرمه خفا» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم اساطیری از عباراتی که نشاندهنده ماهیت جادویی یا انتساب آن به حضرت سلیمان است، استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از واژه کحل (به معنی سرمه) در ترکیب با نام حضرت سلیمان استفاده میشود.
در قرآن
ترکیب «سرمه سلیمانی» به هیچ وجه در متن قرآن کریم ذکر نشده است. اگرچه نام حضرت سلیمان (ع) و داستانهای مربوط به حکمت و قدرت ماورایی او بارها در قرآن آمده، اما این اصطلاح یک باور اسطورهای و آرایه ادبی است که در متون عرفانی و اشعار دوران پس از اسلام شکل گرفته است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و عرفانی فارسی، سرمه سلیمانی کنایه و نمادی از «بصیرت فوقطبیعی»، «کشف و شهود»، «حقیقتبینی» و «دانش ماورایی» است. شاعران زمانی از این اصطلاح استفاده میکنند که بخواهند دیدن حقایق پنهان جهان را با چشم دل و عقل توصیف کنند.
جمعبندی و توضیح کامل سرمه سلیمانی
عبارت «سرمه سلیمانی» یک مفهوم دوگانه در فرهنگ و تاریخ ایرانی-اسلامی دارد. بیشترین کاربرد آن در ادبیات کلاسیک و باورهای عامیانه به عنوان یک ماده افسانهای و جادویی است؛ سرمهای منسوب به قدرتهای ماوراءالطبیعه حضرت سلیمان (ع) که کشیدن آن به چشم، قدرت بینایی خارقالعادهای برای دیدن گنجها، موجودات پنهان مانند جن و پری و اسرار غیب به فرد میبخشد.
بعد دوم این واژه، کاربردی کاملاً تاریخی و علمی در حوزه ادبیات است. سرمه سلیمانی نام یکی از فرهنگلغتهای قدیمی فارسی به فارسی بدون شاهد است که در قرن یازدهم هجری توسط تقیالدین اوحدی بلیانی در شبهقاره هند به رشته تحریر درآمده است.
در یک جمعبندی باید گفت این اصطلاح مابازای مادی و واقعی در دنیای امروز ندارد و نباید آن را با سنگهای طبیعی مانند «عقیق سلیمانی» خلط کرد. این واژه در شعر و عرفان نماد روشنبینی، حقیقتجویی و داشتن بصیرت باطنی برای درک ناگفتهها و ندیدنیهای جهان است.