یعنی چه
واژه «بمسقط» یک لفظ مستقل قاموسی نیست، بلکه از ترکیب حرف جر «بِـ» (به معنی در، به) و اسم مکان «مسقط» تشکیل شده است. این کلمه دو کاربرد اصلی دارد: نخست به عنوان اسم خاص اشاره به پایتخت کشور عمان دارد (بندری که محل فرود آمدن و لنگر انداختن کشتیهاست)؛ دوم در اصطلاح «بمسقط رأس» که به معنی محل افتادن سر نوزاد هنگام ولادت یا همان زادگاه و موطن استفاده میشود.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت به صورت کسر باء، فتح ميم، سکون سین و فتح قاف یعنی [بِمَسْقَط] است.
در جدول
در کلمات متقاطع، اگر طراح سؤال ترکیب حرف اضافه و اسم را مد نظر داشته باشد، عبارت ۵ حرفی «بمسقط» پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
بسته به متن، معادل آن در انگلیسی متمایز میشود.
به عربی
این کلمه خود ساختاری کاملاً عربی دارد و از ریشه (س ق ط) مشتق شده است.
به فارسی
برگردان دقیق و روان این عبارت در زبان فارسی به صورت «در مسقط» (اشاره به شهر) یا «در زادگاه و محل تولد» بیان میشود.
در قرآن
خود کلمه «مسقط» یا ترکیب «بمسقط» در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ با این حال، فعل همریشه آن یعنی «تَسْقُطُ» در آیه ۵۹ سوره انعام به کار رفته است: «وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا» (و هیچ برگی فرو نمیافتد مگر اینکه آن را میداند).
جمعبندی و توضیح کامل بمسقط
عبارت «بمسقط» یک واژه مستقل در لغتنامهها بهشمار نمیآید، بلکه ساختاری نحوی و ترکیبی از حرف جر «بِـ» و واژه «مسقط» است. کلمه مسقط بر وزن مَفْعَل، اسم مکان از ریشه عربی «س ق ط» به معنای محل افتادن، فرود آمدن یا هبوط است.
در متون کهن جغرافیایی و تاریخی، این ترکیب بیشتر به دو صورت کاربرد دارد؛ یا به عنوان ظرف مکان برای اشاره به شهر ساحلی و پایتخت کشور عمان (به دلیل محل پهلو گرفتن و فرود کشتیها) و یا در اصطلاح مشهور «بمسقط رأسی» که مجازاً به معنای «در زادگاه من» یا محل تولد به کار میرود و اشاره به جایی دارد که بند ناف یا سر نوزاد در بدو تولد به زمین میافتد.