یعنی چه
واژه بسبس در متون کهن و واژهنامهها به چند معنای اصیل به کار رفته است؛ نخست به معنی زمین قفر، بیابان برهوت و خالی از آب و گیاه است. دوم، در قالب ریشه صوتی به معنای شتاب گرفتن در راه رفتن، سخنچینی و ایجاد فساد میان مردم، و همچنین تولید صدا (مانند بسبس کردن) برای فراخواندن یا آرام کردن حیواناتی چون گوسفند و شتر کاربرد دارد.
تلفظ
این کلمه در زبان عربی و متون کلاسیک وارد شده به فارسی، به صورت مَفتوح یعنی بَسْبَسَ (Basbas) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه با توجه به تعداد حروف (۴ حرف) خودِ «بسبس» است و معمولاً با راهنمای «بیابان خالی» یا «زمین خشک» خواسته میشود.
به انگلیسی
با توجه به بستر معنایی، در انگلیسی برای مفهوم بیابان از واژههای Wasteland یا Barren land و برای ریشه صوتی آن از کلماتی نظیر Whispering یا صوت Pssst استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای دقیق فارسی این واژه شامل «بیابان خشک»، «برهوت»، «سخنان دوپهلو و نمّامی» و همچنین «تند رفتن» است.
نماد چیست
این واژه در ادبیات و متون کهن نماد خالی بودن از فایده، فقر، پوچی و اصطلاحاً باطل و «هیچ» بودن است. همچنین در کاربرد رفتاری، نماد سخنچینی و برهم زدن رابطهها به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بسبس
واژه «بسبس» یک ریشه کهن و کلاسیک عربی است که وارد ادبیات معجمنگاری فارسی شده و کاربردهای چندگانهای دارد. این کلمه در وهله نخست دلالت بر جغرافیا و طبیعت دارد و به معنای بیابانهای وسیع، قفر و عاری از هرگونه آب و آبادانی به کار میرود؛ به طوری که در متون ادبی کهن نمادی از تهی بودن، باطل بودن و فقر مطلق است.
از سوی دیگر، بسبس یک واژه صوتی (نامآوا) محسوب میشود که رفتارهای حرکتی و کلامی را توصیف میکند. شتاب گرفتن در مسیر، بدگویی و نمامی میان افراد، و همچنین راندن یا صدا زدن حیوانات اهلی با اصوات خاص، از دیگر وجوه معنایی این کلمه چهارحرفی است که امروزه بیشتر در حل جدولهای کلمات متقاطع یا بررسی متون قدیمی کاربرد دارد.