یعنی چه
این عبارت در ادبیات کلاسیک فارسی یک صفت مفعولی مرکب و اصطلاحی کنایی است. «فرس» به معنی اسب است و اصطلاح «فرس نهادن» کنایه از باختن، مات شدن، پیاده شدن و تسلیم شدن در بازی شطرنج یا نبرد است؛ بنابراین «فرس نهاده» به کسی اطلاق میشود که عاجز، درمانده و مغلوب شده باشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت فتح فاء و راء در واژه اول (فَرَس) و کسره نون در واژه دوم (نِهاده) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی که به عنوان پاسخ برای این مفهوم کاربرد دارند شامل فرس نهاده، مغلوب، عاجز و مات شده هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی که بار معنایی تسلیم شدن یا مغلوب شدن در یک رقابت یا نبرد را میرسانند، بهترین معادلها هستند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی کلماتی که مفهوم باختن و از دست دادن توانِ ایستادگی را دارند برای این اصطلاح به کار میروند.
به فارسی
برگردانها و واژههای همارز خالص فارسی یا رایج در زبان فارسی برای این اصطلاح کنایی شامل درمانده، زمینگیر، ماتشده و مغلوب است.
نماد چیست
در فضای بازی شطرنج قدیمی و استعارههای ادبی، این ترکیب نماد از دست رفتن نیروی پیشران (اسب)، متوقف شدن، شکست و فروسایی قدرت پس از یک دوره تاختوتاز است.
جمعبندی و توضیح کامل فرس نهاده
اصطلاح «فرس نهاده» از جمله ترکیبات کنایی و ظریف در ادبیات کلاسیک فارسی است که ریشه در بازی شطرنج و استعارههای نظامی دارد. در گذشته، فرس نهادن به معنای حرکت نهایی، مات شدن یا زمین گذاشتن مهره اسب به نشانه باخت و تسلیم بوده است. به همین جهت، نظامی گنجوی نیز در اشعار خود از این ترکیب برای نشان دادن عجز و فرمانبرداری روزگار و افلاک در برابر عظمت پیامبر (ص) استفاده کرده است.
از دیدگاه واژهشناسی، این عبارت ترکیبی از «فَرَس» (واژه عربی به معنی اسب) و «نهاده» (صفت مفعولی فارسی از مصدر نهادن) است. اگرچه در برخی تحلیلهای سطحی ممکن است آن را صرفاً به معنی «اسبِ زمینافتاده یا از کار افتاده» معنا کنند، اما جایگاه اصلی آن در متون کهن به عنوان یک اصطلاحِ مغلوبیت و ناتوانیِ کامل در برابر قدرتی برتر تثبیت شده است.