یعنی چه
واسطه در لغت به معنی میانجی، شفیع و کسی یا چیزی است که بین دو طرف قرار میگیرد تا ارتباط، صلح یا معاملهای را برقرار کند. همچنین به معنی سبب، علت غیرمستقیم، ابزار یا رسانهای (Medium) است که برای انجام کاری به کار میرود.
در جدول
در حل جدول، کلمه ۵ حرفی «واسطه» به عنوان پاسخ متداول برای تعاریفی همچون میانجی، دلال، رابط، سبب، وسیله و صلحدهنده شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به کاربرد و متن، از واژههای متنوعی برای این مفهوم استفاده میشود؛ در مباحث تجاری Broker، در حل اختلاف Mediator و در مفاهیم عمومی Intermediary کاربرد دارد.
به عربی
واژه واسطه خود ریشه عربی دارد و از ماده «و س ط» مشتق شده است. در زبان عربی معاصر نیز از همین کلمات برای رساندن مفهوم وساطت استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، واژه Aracı دقیقاً مفهوم میانجیگری و رابط بودن را میرساند و کلمه Vasita نیز که وامواژهای از عربی است، برای ابزار و وسایل نقلیه یا انتقال به کار میرود.
به فارسی
برابرهای پارسی و لغوی این واژه شامل میانجی (برای حل اختلاف)، دلال یا کارگزار (در امور تجاری)، رابط و شفیع است. در متون قدیمی گاهی به مابین یا گوهری که در میان گردنبند قرار میگیرد (واسطةالعقد) نیز اطلاق شده است.
جمعبندی و توضیح کامل واسطه
واژه «واسطه» ریشهای عربی دارد و از ماده «وسط» به معنی میان و مرکز گرفته شده است. این کلمه وارد زبان فارسی شده و در قلمروهای گوناگونی چون ادبیات، فلسفه، بازرگانی و حقوق کاربرد دارد. مفهوم بنیادین آن، قرار گرفتن یک شخص یا شیء در میان دو طرف برای برقراری پیوند، انتقال اثر، یا حل و فصل اختلافات است.
در لغتنامههای معتبری مانند دهخدا و عمید، برای این کلمه کاربردهایی نظیر دلال، شفیع، صلحدهنده و همچنین علت و سبب ذکر شده است. در تفکر فلسفی و عرفانی نیز واسطه به عنوان مجرای فیض یا عامل غیرمستقیمی شناخته میشود که مسببالاسباب به وسیله آن امور را پیش میبرد.
اگرچه خود این واژه با همین رسمالخط در قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم همخانواده آن مانند «وسطاً» و اصطلاحاتی چون «وسیله» و «شفاعت» که بار معنایی کاملاً مشابهی دارند، بارها در آیات الهی مورد استفاده قرار گرفتهاند.