معنی
نظمخوانی در ادبیات فارسی به معنای قرائت و خواندن اشعار، کلام موزون و منظومه ها با رعایت وزن، قافیه و لحن متناسب با فضای شعر است.
یعنی چه
این اصطلاح به سنت و هنر اجرای شفاهی شعر اشاره دارد. در متون کهن ادبی مانند فتوتنامه سلطانی، هنرهای کلامی به دو بخش عمدهٔ حکایتگویی (خواندن متون منثور) و نظمخوانی (خواندن متون منظوم) تقسیم میشده است.
متضاد
مفهوم مخالف نظمخوانی، خواندن متون غیرشعری و آزاد است که اصطلاحاً به آن نثرخوانی میگویند.
تلفظ
این واژه از دو بخش «نَظم» (واژه عربی به ساکن ظ و م) و «خوانی» (پسوند مصدر خواندن) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدولی درباره هنر خواندن کلام منظوم، واژه هشت حرفی «نظم خوانی» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم اصطلاح نظمخوانی از ترکیباتی نظیر خواندن شعر یا بازگو کردن منظوم استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و خالص فارسی برای این اصطلاح ترکیبی شامل واژههایی چون شعرخوانی و چامهخوانی است.
جمعبندی و توضیح کامل نظم خوانی
واژهٔ «نظمخوانی» یک اصطلاح ترکیبی و اصیل در ادبیات و سنتهای ارائهی کلام در فرهنگ فارسی است. این واژه از ترکیب «نظم» (به معنی کلام موزون و آراسته) و «خوانی» (از مصدر خواندن) شکل گرفته است و ریشههای تاریخی آن به متون کهن تعلیم و تربیت و مروت مانند کتاب فتوتنامه سلطانی بازمیگردد که امروزه به متون درسی زبان و ادبیات فارسی نیز راه یافته است.
در ساختار سنتی آموزش و سرگرمیهای ادبی، سخنوران و راویان آثار ادبی را به دو دستهی کلی تقسیم میکردند؛ کسانی که به حکایتگویی و خواندن متون منثور میپرداختند و کسانی که با لحن، آهنگ و رعایت قواعد عروضی، اشعار و منظومهها را قرائت میکردند که به این عمل اخیر «نظمخوانی» گفته میشود.
این اصطلاح اگرچه در لغتنامههای کلاسیک بسیار قدیمی نظیر دهخدا به صورت یک مدخل مستقل و مجزا کمتر دیده میشود، اما به عنوان یک ترکیب وصفی و عملکردی همواره در محافل ادبی، هنری و آموزشی برای توصیف هنر دکلمه، قرائت صحیح شعر و اجرای شفاهی سرودهها کاربرد داشته و معادل دقیق آن در برابر نثرخوانی قرار میگیرد.