یعنی چه
این عبارت به معنای آن است که شخصی، شیئی یا نیرویی کاملاً مغلوب، مقهور و تحت سیطره اراده و فرمان تو درآید و در جهت منافع یا خواستههای تو به خدمت گرفته شود.
تلفظ
تلفظ دقیق این ترکیب به صورت مُسَخَّر (با تشدید و فتحه روی حرف خ) به همراه کسره اضافه و فعل کَردَد (gar-dad) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف (۱۰ حرف) دقیقاً «مسخر تو گردد» است. واژههای مترادفی چون رام یا مطیع شدن نیز میتوانند راهنما باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم مجهول و التزامی، از افعالی مانند subjugate (مطیع کردن) یا harness (مهار کردن و به کار گرفتن) در ساختار مجهول استفاده میشود.
به عربی
واژه مسخر خود ریشه عربی دارد. در زبان عربی عباراتی نظیر «یُسخَّر لک» یا کنایههایی مانند «طوع بنانک» (تحت فرمان بودن) این معنا را به طور دقیق منتقل میکنند.
به فارسی
برگردان خالص فارسی این عبارت کنایه از «دستبسته شدن»، «فرمانبردار شدن» یا «مقهور و رام گشتن» است که پدیدهای را کاملاً تحت کنترل فرد نشان میدهد.
نماد چیست
در ادبیات، عرفان و فرهنگ اسلامی، این مفهوم نماد قدرت اراده و تسلط است؛ مانند مسخر شدن باد و دیو برای حضرت سلیمان، یا تسلیم شدن کائنات در برابر انسان کامل و اراده الهی. در ادبیات عاشقانه نیز به چیرگی بر دل معشوق اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل مسخر تو گردد
عبارت «مسخر تو گردد» یک ترکیب فعلی مجهول و التزامی در زبان فارسی است که ریشه در واژه عربی «مُسَخَّر» (از ریشه س-خ-ر به معنی رام کردن و به خدمت گرفتن) دارد. این عبارت به طور دقیق به معنای مغلوب شدن، تحت فرمان درآمدن، رام شدن و قرار گرفتن کامل یک شخص، نیرو یا پدیده در اختیار و سیطره اراده فرد دیگری است.
این مفهوم یکی از کلیدیترین آموزههای قرآنی و عرفانی است؛ چرا که در آیات متعددی از قرآن کریم (با تعبیر سَخَّرَ لَکُم)، خداوند به مسخر شدن شب، روز، خورشید، ماه و دریاها برای انسان اشاره میکند تا در جهت منافع او حرکت کنند. در متون ادبی و عرفانی فارسی نیز این اصطلاح بازتاب گستردهای دارد و غالباً به عنوان نمادی از چیرگی روح بر ماده، رام کردن نفس اماره و تسلیم اراده کائنات در برابر انسان کامل یا اراده الهی به کار میرود.