یعنی چه
مخلاة در لغت به معنی ظرف یا ابزاری است که در آن علف و خوراک میریزند و به گردن اسب، الاغ یا سایر چهارپایان میآویزند تا حیوان بتواند در حالت ایستاده یا حرکت از آن تغذیه کند. همچنین در گذشته به کیسه و کولهپشتی کوچک سربازان برای حمل وسایل شخصی نیز گفته میشد.
تلفظ
این واژه به صورت مِخْلاة (با کسر میم و سکون خاء) تلفظ میشود. جمع آن در زبان عربی «مَخالی» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر توبره، کاهدان، علفدان و کیسه علوفه به عنوان راهنما برای واژه ۵ حرفی «مخلاة» به کار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این نوع کیسه مخصوص غذای دام، از واژگان Nosebag یا Feedbag استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و اسم آلت (ابزار) بر وزن مِفْعَلَة است که از ریشه «خلی» به معنی علف چیدن گرفته شده است.
به فارسی
دقیقترین و رایجترین معادلهای فارسی برای این کلمه، واژههای «توبره»، «علفدان» و «علیقدان» هستند که در متون کهن ادبی فارسی نیز به وفور استفاده شدهاند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و متون کهن، مخلاة به عنوان نمادی از زهد، فقر اختیاری و توشه ساده و اندک سالک در سفر سلوک یا سفر آخرت به کار رفته است. این واژه کنایه از بیتعلق بودن به مال دنیا و قناعت به نیازهای اولیه است.
جمعبندی و توضیح کامل مخلاة
واژه مِخْلاة یک واژه کهن و اصیل عربی است که از ریشه «خ ل و» یا «خ ل ی» (به معنی علف چیدن یا خالی شدن) مشتق شده و به طور گسترده وارد ادبیات فقهی و متون کهن فارسی شده است. کاربرد اصلی و فیزیکی این واژه، اشاره به همان توبره یا کیسه علوفهای است که به گردن چهارپایانی مانند اسب و الاغ میبستند تا در حین حرکت یا ایستادن، آذوقه کافی همراه داشته باشند.
علاوه بر این کاربرد مادی، مخلاة در متون ادبی، حکایتهای قدیمی و به ویژه ادبیات عرفانی بار معنایی استعاری به خود گرفته است. درویشان، مسافران کمتوشه و صوفیان معمولاً کیسه کوچکی برای وسایل ابتدایی خود داشتند که به آن مخلاة میگفتند، از این رو در فرهنگ عرفانی این کلمه به نمادی برای زهد، قناعت، فقر اختیاری و توشه ناچیز انسان در سفر آخرت تبدیل شده است.